استان چهارمحال و بختیاری
|
روی هر کدام از اسامی زیر کلیک کرده و اطلاعات مورد نظر را بدست آورید
| ||
![]() | ||
![]() | ||
| ||
![]() | ||
مراسم عروسی در ایل بختیاری
(( در کار خیر حاجت هیچ استخاره نمی باشد)) گذشته از این مسائل دینی ازدواج و تأکیدات الهی این امر از جهات دیگر نیز مهم می باشد .

زیرا ازدواج باعث بقای نسل انسانها می شود و در بوجود آمدن انسانها و مللی نیرومند موثر است، که علم ژنتيك تلاشها و تحقیقهای بسیاری، در این زمینه کرده است، و به نتایج مهمی رسیده تا جایی که در بعضی از کشور های غربی از این امر سوء استفاده هایی کرده اند . بنابراین ازدواج دارای خصوصیات و آداب و رسوم خاص خود است، که در ادامه توضیحات بیشتری در مورد آن خواهم داد .
از آن مهر و صفای بختیاری
نویسم از برای بختیاری
نویسم تا همه خلقان بدانند
تمام ماجرای بختیاری
ز لطف و بخشش و مهر و محبت
ندارد کس عطای بختیاری
بطور کلی ازدواج در ایل غیور بختیاری به پنج صورت انجام میشود .
1-ازدواج ناف برون
2-ازدواج خون بس
3-ازدواج گا به گا
4-ازدواج فامیلی
5-ازدواج هم بهری

ازدواج ناف برون در میان ایل بختیاری رسم بر این بوده است که هر گاه دختری و پسری در زمانی نزدیک به هم متولد گردند ، اولیاء این اطفال از همان بدو تولد تصمیم می گیرند ، تا بند ناف نوزاد را به نام پسری که او نیز تازه دیده به جهان گشوده و یا کمی از وی بزرگتر است می بریدند، به این نیت که به هنگام بلوغ این دو کودک با هم ازدواج نمایند ، یعنی عملا سر نوشت آتی این دختر و پسر از همان ابتدا غافل از مسائل اخلاقی و اجتماعی ، تفاهم و غیره به دست والدین آنها رقم می خوردند ، زیرا این دو نوزاد در شرایط و موقعیتی نبودند تا به توانند برای خود تصمیم بگیرند چون این باور در دوره کودکی ، تا نو جوانی و جوانی در آنان پدید آمده بود که این دو به هم تعلق دارند .دیگر جرات ابراز وجود و اظهار نظر عملا از آنان سلب می گردید و این پدر و مادر بودند که در این باره تصمیم نهایی را می گرفتند .بنابراین ناگزیر به تسلیم در برابر اقدامات انجام شده بودند و چیزی که بدان اهمیت داده نمی شد نظرات دختر و پسر بود ، حتی اگر یکی و یا هر دوی آنها از این پیوند ناخشنود بوده باشند ، بنابراین تجربه نشان داده است که این گونه پیوندها کمتر موفق بوده اند .
ازدواج خون بس
بختیاری ها با تکیه بر باور و خلق و خوی خویش در غیرتمندی کمتر ظلم و فشار را تحمل می نماید ، چنانچه اجحافی در حق آنان روا می گردید ، در صدد انتقام بر می آمدند و با بروز هر گونه تنشی ممکن بود نزاعی میان دو طایفه یا دو خانواده بوجود آید که آید که در نتیجه یک نفر از آنها انتقام بر می آمدند و اگر نبود میانجی گری اشخاص خیر و بزرگان ایل این کشت و کشتار و هم چنان تداوم می یافت ، اما دخالت بزرگان طایفه های دیگر باعث می گزدید تا جلو هر گونه خون ریزی دیگری نیز گرفته شود و برای این که بتوانند ضمن پیشگیری از هر گونه اقدام انتقام جویانه زمینه تفاهم نسبی را نیز فراهم آورند ، نخست با بزرگان دو طایفه وارد مذاکره شده و آن گاه با فروکش کردن موضوع نزاها ، برای این که بتوانند هر چه بیشتر دو طایفه دو خانواده را به هم نزدیک تر نمایند و پیوندی خونی بین آنان بر قرار کنند .
دختر یکی از بستگان نزدیک قاتل را به عقد و ازدواج پسر یا شخصی از خانواده مقتول در می آورند ، تا شاید بدان وسیله از هر گونه تنش و ستیز بعدی پیش گیری کرده باشند و جلو هر گونه خون ریزی مجدد را بگیرند که به آن ( خون بس ) نیز می گفتند .
البته این گونه ازدواج ها همانگونه که از نفس آن بر می آید به دلیل این که از روی تمایل قلبی صورت نمی گرفت ، هیچگاه موفق نبود و چنین دختر یا زنی که جای خون آمده بود ، همواره مورد نکوهش و آزار و اذیت خانواده شوهر خود واقع می گردید .
این گونه ازدواج ها در میان بختیاری ها ضزب المثل گردیده اند و هر از گاهی که نزاعی و یا حتی بر خورد لفظی بین زن و شوهری بوجود می آمد خانواده زن می گفتند ، مگر دخترمان جای خون آمده است ، که این گونه با او رفتار می کنید ؟ این گونه پیوندها اگر چه ممکن است در فروکش کردن نزاع ها حد زیادی تاثیر داشته باشند ، اما هرگز نمی توانست ازدواج موفقی باشد زیرا انگیزه این گونه پیوند ها نه بر مبنای علاقه ، بلکه بر اساس مصلحت اندیشی بوده است تا شاید بدان وسیله تنش های بعدی پیش گیری کرده باشند .
ازدواج گا به گا :
ازدواج گا به گا در میان ایل بختیاری برخی مواقع وجود داشته است ، در میان خانواده دختر و پسر مجرد و جوانی وجود داشت ، بنا به تمایل طرفین هر یک از برادر که از دو خانواده نیز بودند خواهر خود را به ازدواج طرف مقابل در می آورد ، چنین ازدواجی مشکلات کمتری را در پی داشت ، زیرا ضمانت تامین سلامت هر یک در سلامت پیوند مقابل گره خورده بود و کمتر اتفاق می افتاد که بین چنین خانواده هایی بر خورد جدی روی دهد .زیرا خواهر شخص به وجود آورنده تنش که زن طرف مقابل بود چنین بر خوردی را در پیش روی خواهد داشت ، بنابراین علاوه بر علاقه شخصی، انگیزه یاد شده بالا تاثیر بسزایی داشته است ، ازدواج گا به گا به مراتب از ازدواج های ناف برون و خون بس موفق تر بوده است زیرا هم تمایل هر دو طرف و هم ضمانت ازدواج متقابل پشتوانه ی محکمی به شمار می رفته است .
ازدواج فامیلی:
ازدواج فامیلی یکی از ریشه دارترین و پر جمعیت ترین ازدواج ما در ایل بختیاری بشمار می رود ، گستردگی این نوع ازدواج زبانزد خاص و عام است ، شدت این ازدواج فامیلی به حدی بوده که هر گاه در خانواده ای پسر جوانی که هنگام ازدواج او فرا می رسید و یکی از دختران عمو، عمه، خاله، دایی، و یا دیگر افراد فامیل نزدیک مجرد بود حق نداشت به خواستگاری دختر بیگانه ای برود زیراعمل او توهین به خانواده های دختر دار آن فامیل محسوب می گردید و چنین عملی را سنت شکنی می دانستند و آن را مورد نکوهش قرار می دادند ، بنابراین هر گاه چنین جوانانی قصد پیوند زناشویی را می داشتند ، نخست می باید به خواستگاری یکی از دختران فامیل نزدیک خود می رفتند و اگر در خواست آنان مورد موافقت قرار نمی گرفت آن گاه حق داشتند تا از میان دختران غیر فامیل ، همسر آینده خویش را بر گزینند ، زیرا معتقد بودند که با ازدواج های فامیلی ، پیوند خانوادگی آنها پیوسته مستحکم واستوار باقی خواهد ماند و فاصله ای بین آنان ایجاد نمی گردد ، از سویی فرزندان این گونه خویشاوندی ها از لحاظ ژنتیکی ، اجتماعی و فیزیکی از طبقه پایین تری نخواهند بود ، تا نسل های بعدی دچار تزلزل نگردند این شیوه ازدواج صرف نظر از پاره ایی تغییرات جزیی همچنان پا بر جا مانده است و هنوز هم در بسیاری از خانواده ها رعایت می گردد و اگر از لحاظ ژنتیکی مشکلی نداشته باشند قدر مسلم آن است که در پایداری اتحاد و همبستگی بین طایفه و فامیل موثر خواهد بود .

ازدواج هم بهری بودن :
در ازدواج هم بهری بودن اگر شخص مورد نظر از دوران کودکی و یا نو جوانی نزد خانواده ایی مشغول کار میشد ، و شخص صاحبخانه این فرد مورد نظر را به عنوان شریک یا هم بهر قبول می کند به گونه ای که او را در تمام اموال خود همانند فرزندانش شریک بداند و چنانچه شخص مورد نظر از دختر صاحبخانه خواستگاری کند ، صاحبخانه دختر خود را بدون اینکه از فرد مورد نظر (داماد) شیر بها و یامهریه بگیرددختر خود را به عقد او در می آورد بدون گرفتن هیچ وجه چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی ، و علتش این است که دو نفر همدیگر را قبول دارند و به عنوان رفیق و شریک یکدیگرند .
مراسم عروسی بختیاری از ابتدا تا انتها:
اول:زون گشون (بله گفتن )
زون گشون یا بله گفتن که با هدیه دادن به پدر و دختر توسط اقوام داماد همراه می باشد این هدیه به معنی آن است که قبول کرده تا پیرامون خواستگاری از دخترش صحبت نمایند ، چنین هدیه ای معمولا یک راس قاطر و یا تفنگ و یا چیزی مشابه می باشد که سر انجام پس از عروسی به عروس بخشیده می شود ، پس از بله گفتن ، پارچه لباس را به عنوان هدیه به دختر می دهند که به آن (بله بندون) می گویند .
دوم: دست بوسون (شیر نی خوردن)
دست بوسون و یا شیرنی خورون پس از آن که خانواده داماد اجازه صحبت کردن از سوی خانواده دختر را یافتند ، با هماهنگی قبلی روز وساعت نیکی را بر می گزینند تا با آمادگی کامل و به همراه افراد فامیل وطایفه و عده ایی از بزرگان سواره و پیاده با نواختن ساز ودهل وبه همراه داشتن چندین راس گوسفند کشتی و سایر وسایل پذیرایی که کلملا به عهده داماد می باشد به سوی خانه پدر عروس رهسپار می شوند ، و بیشتر اوقات گوسفندان پیشاپیش توسط یکی از جوانان فامیل داماد فرستاده می شوند در طول این راه خانواده ی داماد و همراهان به سوار بازی و شلیک تیرهای هوایی و شادی کنان و خواندن آوازی به نام ( دوالالی ) که نوعی سرود و آهنگ شادی است که در ادامه چندین بیت از آن را بر روی کاغذ می آورم توسط زنان و دختران ایل به هنگام برگزاری مراسم عروسی خوانده میشود و در پاره ای مواقع همراه با (کل و گاله) زنان و مردان جوان ایل که منظره بسیار بدیع وخاطره انگیزی را در ذهنها تجسم می نمود و به کل وگاله معروف است می پردازند، وپس از رسیدن به نزدیکی خانه پدر عروس از آنان استقبال به عمل می آورند ،سپس پدر داماد و عروس بعد از تعارفاتی چند وارد مذاکره شده و هر یک از نزدیکان خود به شور می نشینند ، وپس از تبادل نظر پیرامون مسائل مادی از قبیل حق شیر (شیربها) و پشت قباله (مهریه) مباحثی مطرح و سرانجام و با وساطت بزرگان و ریش سفیدان طایفه ، طبق سنت حسنه اسلام به توافق می رسیدند البته در مورد شیر بها (حق شیر) غالبا گوسفند واسب و قاطر و گار وغیره ........و بعضی مواقع علاوه بر وجه نقد ئ ملک و باغ نیز به عنوان پشت قباله (مهریه) مطرح می شده ، ولی مبلغ مورد توافق نهایتا با توجه و مقتضیات زمان بسیار ناچیز بود ،اما میزان حق شیر صرفا بستگی به چشم و هم چشمی و دور و نزدیکی فامیل داشت اگر طرفین از دو طایفه بودند ، بدیهی است که مبلغ مورد توافق و یا تعداد گوسفندان و حیواناتی که بابت (شیربها) در نظر گرفته می شد رقم قابل ملاحظه ای را تشکیل می داد ، وبعد از توافق نهایی ، حاضران دست پدر عروس را می بوسیدند و به همین منظور این مرحله را (دست بوسون) نام گذاری کرده اند ، پس از نوشتن صورت مجلس و رد وبدل شدن وجوه مورد توافق صورت مجلس وشناسنامه دختر را پیش یک نفر که از سوی طرفین به عنوان معتمد انتخابمی شد می گذاشتند و تا هنگام عروسی ، سپس با حضور افراد ذینفع و در موعد مقرر تحویل داده می شدند ، در طول نامزدی هر گاه داماد جهت سرکشی و احوال پرسی به خانه نامزد (عروس) عزیمت می کرد هدایایی از قبیل سکه های نقره و گاهی طلا و پارچه و یا روسری به همراه می برد ، اگر پیش از عروسی مصادف با عید نو روز می شد مادر و خواهر داماد غذایی از برنج و گوشت و غیره تحت عنوان (آش عیدی ) به خانه عروس می بردند.
متاسفانه غالبا این سنت ها می روند تا در زیر غبار زمان پنهان گردند وبرخی نیز کما بیش رایج هستند ، اما به تدریج به کهنگی گراییده اند و این فرهنگ پر بار می رود تا با بی مهری و کم التفاتی از صفحه ذهنها محو گردد و غروب حیات خود را نیز به نظاره بنشینند .
پس از آمادگی داماد و تبادل نظر لازم و هماهنگی با خانواده عروس و تدارک نسبتا وسیع ، داماد و یا برادر او در بین ظایفه هایی که به نوعی با آنها وابستگی دارند می روند و به جمع آوری (اوزی) می پردازند ، مردم نیز گوسفند و بز وغیره را به او به عنوان هدیه می دهند ، از این رو گوسفندان کشتی عروسی و گاهی خیلی بیشتر از تعداد مورد نیاز فراهم می گردد ، این امر باعث می شد تا در آغاز زندگی مشترک با فشار بار مالی مواجه نگردند ، و این یکی از سنتهای حسنه و کم نظیری است که در این ایل پایدار مانده و جزیی از فعالیتهای فرهنگی واجتماعی آنان محسوب می گردد.
در این هنگام با جمع شدن افراد فامیل و طایفه های وابسته سوار و پیاده زن ومرد همراه با ساز ودهل ، در حالی که گوسفندان ( بار اوزی) و سایر بار وبنه ای که تهیه گردیدهتوسط چند نفر جوان پیشاپیش روانه خانه پدر عروس می کنند ، بعد از صرف غذا و سایر مراحل و در هنگام باز گشت یک تکه قند یا شاخه نباتی به رسم شیرنی زندگی توسط برادر عروس به کمر او بسته می شود ، آنگاه او را بر مادیانی اصیل سوار می کنند و در حالی که چادر سفیدی بر سر دارد و دستمالی ( روسری) که از جنس حریر یا ابریشم بر روی سرش می اندازند که به آن (سر انداز ) یا ( ری برقه) می گویند تا صورت او را هم بپوشانند آن گاه پسر بچه خرد سالی را بر ترک او سوار می کنند به نیت این که ثمره ازدواج و فرزند اولش پسر شود .
نقش پسر و عموما مرد در اقتصاد و فرهنگ پدر تباری جامعه ایلی ، تاثیر بسزایی دارد و در تمام سطوح مختلف محسوس می باشد ، در میان راه و به هنگام مراجعت به خانه داماد ، در حالی که با تیر اندازی از سوی سواران فامیل بدرقه می شوند ، پس از طی مسافتی هم سو با نواختن سازودهل و خواندن آواز (دوالالی) توسط زنان و کل وگاله و شلیک تیر های هوایی ، سوارکاران به سوار بازی و هنر نمایی می پردازند و داماد در حالی که بر اسبی تیز رو و چابک سوار می باشد با یک حرکت چست وچالاک ری برقه ( سر انداز) عروس را ربوده و جست وخیز چشم گیری فرار نموده و بقیه سوار کاران همراه وی را تعقیب می نمایند تا شاید بتوانند سر اندار را از وی بگیرند و چنانچه فردی موفق شد که دستامل (سراندار) را از داماد بگیرد ، مجددا همگی فرد گیرنده را دنبال می کنند و همین وضع تا منزلگاه داماد ادامه دارد .
در بین راه چوپانانی که در مسیر حرکت عروس و همراهان قرار دارند با آوردن قوچ گله جلو عروس را می گیرند ، به این منظور که فرزند اول پسر شود و در این رهگذر داماد و یا یکی از بستگان او هدیه ای که غالبا وجه نقد می باشد به آورنده قوچ می دهند و اگر مسافت طولانی باشد ممکن است این عمل چندین بار تکرار گردد و هر بار آورنده قوچ گله و یا گاونر هدیه ایی از سوی داماد و یا همراهان نزدیک به او داده شود .
به هنگام رسیدن به خانه داماد عروس وارد خانه نمی شود ، زیرا مرحله (گرزنون) فرا رسیده و بذون دیافت هدیه از سوی داماد و یا پدر او وارد خانه وی می شود ، سپس مرحله قربانی کردن گوسفند فرا می رسد از این رو یک راس گوسفند را که قبلا به منظور قربانی کردن در پیش پای عروس آماده کرده اند سر می برند و کفش عروس را به خون آن آغشته می نمایند .
پس از صرف شام و یا ناهارو پذیرایی از مدعوین وقت (روگشون) فرا می رسد ، واکثریت دعوت شدگان بنا به سنت و توانایی خویش مبلغی را به عنوان هدیه به عروس می دهند ، در عوض اگر هدیه دهنده مرد باشد از سوی عروس یک جفت جوراب ویک عدد دستمال مردانه متقابلا به وی هدیه داده می شود و اما اگر هدیه دهنده زن باشد یا دختر باشد جوراب و روسری زنانه داده می شود .
پس از شب زفاف از سوی خانواده عروس غذایی تدارک دیده می شود تا به خانه داماد ببرند و در انجا صرف شود که به آن آش (دم بردگونی) گویند .
پاگشون:
چند روز پس از مراسم عروسی ، فامیل عروس و داماد آنها را به صرف نهار یا شام دعوت می کنند و هدیه ایی نیز به فراخور توانایی به آنان داده می شود .
جهیزیه:
علاوه بر مقدار وسایل زنانه و سایر لوازم ، از سویپدر دختر که معمولاً یک راس قاطر ماده و یا مادیان اصیل جهت سواری دختر به وی داده می شود . هم چنین یک راس ماده گاو به منظور استفاده از شیر آن و یک عدد باده (بادیه) مسی جهت حمام کردن به عروس داده می شود . این رسم متاسفانه به کهنه گی گرائیده و میرود و میرود که برای همیشه از بایگانی ذهن ها محو گردد .
چهار لنگ و هفت لنگ

قوم بزرگ بختیاری (مردم بختیاری) به دو شاخهٔ بزرگ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم میشود.
هفت لَنگ شامل چهار طایفهء دورکی، بهداروند، بابادی و دینارانی است.
خانوادهای خوانین بختیاری از جمله ایلخانی، حاج ایلخانی و ایل بیگی از طایفهء زراسوند و متعلق به ایل دورکی میباشند. البته باید به این نکته نیز اشاره داشت که جد آنان حیدر معروف به حیدر کور، اهل طایفهء پاپی از جنوب لرستان بود. وی بدلیل اختلافات خانوادگی به طایفهء زراسوند پناهنده شد و بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد، داماد شهباز خان زراسوند گردید که بعد از فوت وی به کلانتری ایل منصوب شد.(صفویه)
چهار لَنگ شامل چهار طایفهء محمودصالح (ممصالح)، زلقی (زلکی) ، مَیوند (ممیوند) و موگویی هستند.
در دوران میر جهانگیر خان مقارن با حکومت صفویه، قوم بختیاری به دو ایل هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم گردید. اما در بیشتر اوقات فرمانروایی کل ایل بدست طوایف هفت لنگ بوده است. یکی از آن خوانین محمد تقی خان چهار لنگ از طایفهء کیان ارثی، فرزند علی خان بود که مدتی از زمامداری وی در بختیاری مقارن با سلطنت نادر شاه افشار بوده است. از وی قلعهای در نزدیکی باغملک بجا مانده که بنام "قلعه تـُل" معروف است. و دیگری علیمردان خان چهار لنگ فرزند علیقلی خان چهارلنگ و مادرش بی بی مریم (خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه) نوهء حسینقلی خان، ایلخان بختیاری بود. بعد از مجزا شدن ایل چهارلنگ از ایل هفت لنگ در سال 1302 وی به ایلخانی چهارلنگ رسید. علیمردان خان در تایخ 17 آذر 1317 بدستور رضا شاه اعدام گردید.
ایل بختیاری به دو شاخه بزرگ هفت لنگ وچهار لنگ تقسیم میشود. هرچند که این دو شاخه ایل بختیاری از نظر فرهنگی تفاوت چندان زیادی ندارند.اما جدایی محل سکونت ومسیر کوچ باعث ایجاد تفاوت نه چندان زیادی در گویش ولهجه این دو قبیله شدهاست.
هفت لنگها بیشتر در چهار محال بختیاری وشمال خوزستان زندگی میکنند.که جمعیت انها نسبت به چهار لنگها که در لرستان وشمال خوزستان بیشتر است.
چهارلنگها ییلاق خود را در نواحی شرقی لرستان سپری میکنند.با شروع دوره سرما در این منطقه به شمال خوزستان برای سپری کردن زمستان کوچ میکنند.
طایفه چهار لنگ به چهار شاخه بزرگ تقسیم میشود.که عبارتند از محمود صالح- موگویی-مهیوند وذلکی طایفه مهیوند چهارلنگ خود به دستهای بزرگی تقسیم میشود که مهمترین انها عبارتند از:حاجیوند-عبدالوند-فولادوند-سالاروند طایفه حاجیوند بزرگترین این طوایف است که تاریخی داشتهاست لبریز از شجاعت ودلاوری . طایفه حاجیوند خود به تیرههای متعددی تقسیم میشوند که عبارتند از :قاسمعلی-قالبی-هیل هیل-رشیدی والیاسی سردسیر یا ییلاق طایفه حاجیوند دامنه کوههای اشترانکوهاست.
تعریف چهارلنگ و هفت لنگ
براساس سنتی که در ایل وجود داشتهاست، گردش حکومت بهوسیله مالیات سرانهای بودهاست که از دامداران میگرفتند و اقتصادِ حکومت خانها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآوردههای دامی به نوع مراتع و وسعت آن و شمار دام و شمار نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشتهاند، بستگی داشتهاست. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم میشد:
از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشتهاند مالیات بیشتری دریافت میشد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین میشد. برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از ۱۰ ریال تا ۳۰ ریال به معیار آن زمان دریافت میکردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بودهاست:
۴راس گاو = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۴راس خر = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۱راس مادیان = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب میشده، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان میدادهاند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ مادیان میدادهاند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه به نام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان میدهد:
۷راس گاو = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۷راس خر = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۱راس مادیان + سه لنگ مادیان = ۷لنگ مادیان = ۱۰ ریال مالیات
در مورد همین مالیات گرفتن، خانها به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفهها به خانها، بین طوایف فرق میگذاشتند و به بعضیها امتیازاتی میدادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام میگرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.

مشاهیر بختیاری
شخصیتهای برجستهء برخاسته از طوایف ایل بختیاری:
- حسینقلی خان ایلخانی رئیس ایل بختیاری.
- امامقلی خان حاجی ایلخانی رئیس ایل بختیاری.
- لطفعلی خان امیر مفخم رئیس ایل بختیاری.
- بندر خان کلانتر هرمزی رئیس ایل بختیاری.
- نجف قلی خان صمصام السلطنه از رهبران انقلاب مشروطه ایران که دو دوره نخست وزیر دولت مشروطه ایران شد.
- علیقلی خان سردار اسعد بختیاری از رهبران اصلی انقلاب مشروطه ایران.
- حسین پژمان بختیاری شاعر و اديب معاصر.
- شاپور بختیار فرزند سردارفاتح و نوهٔ نجف قلی صمصامالسلطنه از رهبران جبهه ملی ایران و بنیان گزار نهضت مقاومت ملی ایران، آخرین نخست وزیر رژیم سلطنتی و یکی از بزرگترین مخالف جمهوری اسلامی ایران.
- ثریا اسفندیاری شهبانوی پیشین ایران، نوهٔ حسینقلی خان ایلخانی و دختر خلیل خان اسفندیاری بختیاری.
- تیمور بختیار فرماندار نظامی تهران، معاون نخست وزیر و بنیان گزار سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک)
- محمدتقیمیرزا حسامالسلطنه - پسر هفتم فتحعلی شاه بود. وی در ۵ اکنبر ۱۷۹۱ در سالهای اوج افتدار آقا محمد شاه به دنیا آمد. مادر وی زینب بیگم دختر شاهزاده حسن میرزا بختیاری بود. والی ایالت کرمانشاهان در سالهای ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۹ بود.
- علیمردان خان
- داراب افسر بختیاری
- ابوالقاسم بختیار
- سردار ظفربختیاری
- بیبی مریم :دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه و مادر علی مردان خان.
- علیداد خان بختیاری
- علیمراد خان بختیاری
- امیررضا امیربختیار
- ژاله فراهانی
- اسد خان بختیاری وی خان ایل بهداروند و مشهور به اسد خان شیر کُش بود.
- حاجی میرزا پرویز خان منشی مخصوص حسینقلی خان ایلخانی و پدر میرزا حسین خان انتظام الملک که پس از به قتل رسیدن حسینقلی خان توسط ظلالسلطان به اصفهان فرا خوانده شد. وی که شخصیتی عارف مسلک داشت و نیز وفاداریش به حسینقلی خان و دوری از آلوده شدن به اوامر ظل السلطان به بهانه حج از وی رخصت خواست و در همانجا دار فانی را وداع گفت و در جوار خانهء خدا به خاک سپرده شد.
- میرزا حسین خان انتظام الملک خان ایل بابادی و فرماندار یزد و منتصب قاجار بر منطقه گلپایگان، دُر و نطنز و پدر بزرگ مادری استاد تاریخ بهرام مشیری
|
|
آیا میدانید؟ |
عوامل توليد، تكثير و توزيع آثار سمعي و بصري مستهجن حسب مورد به مجازات مفسد فيالارض، حبس، شلاق، جزاي نقدي، ضبط تجهيزات مربوطه و محروميت از حقوق اجتماعي محكوم ميگردند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
نگهداري نوار، ديسكت و لوحهاي فشرده مستهجن و مبتذل جرم بوده و دارنده به مجازات جزاي نقدي و ضبط تجهيزات مربوطه محكوم ميگردد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
عامل انتشار آثار مستهجن و مبتذل از طريق سايتهاي كامپيوتري و و بلوتوث به مجازات شلاق (30 تا 74 ضربه) و جزاي نقدي (10 تا 50 ميليون ريال) و محروميت از حقوق اجتماعي (2 تا 5 سال) محكوم ميگردند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
براي ارسال و ابلاغ اظهار نامه مي توانيد به دفاتر مشخص در دادگستري يا ادارات ثبت اسناد مراجعه كنيد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
هر كس ميتواند قبل از طرح دعوا در مراجع قضايي حق خود را با ارسال اظهار نامه از ديگري مطالبه كند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت عدم طرح دعوا در مراجع قضايي ميتوانيد براي برابر با اصل نمودن مدارك و اسناد به ادارات ثبت اسناد و دفاتر اسناد رسمي مراجعه كنيد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
براي شكايت از تصميمات و دستورات مقامات دولتي و شهرداريها، بايد به ديوان عدالت اداري مراجعه كنيد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
دادخواهي حق مسلم هر فرد است و هر كس مي تواند به منظور دادخواهي به دادگاههاي صالح مراجعه نمايد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت مفقود نمودن چك بايد فوراً موضوع را ابتدا به بانك مربوط و سپس به دادسراي عمومي و انقلاب اطلاع دهيد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت مفقود شدن اسناد و مدارك بدون مراجعه به مراجع قضايي ميتوانيد به سازمانها و ادارات مربوط مراجعه كنيد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
زمان تجدیدنظرخواهی نسبت به آراء محاکم بدوی برای اشخاص مقیم ایران فقط بیست روز از زمان ابلاغ رأی با انقضای مدت واخواهی است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر، مسموع نیست. |
|
|
آیا میدانید؟ |
به دادخواستهای ناقص در دادگاه تجدیدنظر رسیدگی نخواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
مرجع تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته، رسیدگی مینماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
جهات قانونی درخواست تجدیدنظر: الف. ادعای بیاعتبار بودن مستندات دادگاه. ب. ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج. ادعای بیتوجهی قاضی به دلایل ابرازی. د. ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و با مقررات قانونی. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در پروندههای کیفری فقط اشخاص زیر حق درخواست تجدیدنظر دارند: الف. محکومعلیه یا وکیل یا نماینده قانونی او. ب. شاکی خصوصی یا وکیل یا نماینده قانونی او. ج. دادستان در خصوص جرائمی که به موجب قانون، تعقیب آنها به عهده او گذارده شده است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
آراء دادگاههای کیفری فقط در موارد ذیل قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاههای تجدیدنظر استان است: الف. ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال. ب. جرائمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه کامل است. ج. جرائمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال. و. محکومیتهای انفصال از خدمت دولت. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اوراق قضایی به آدرسی که در پرونده اعلام کردهاید ارسال میشود لذا در صورت تغییر آدرس لازم است فوری مراتب را به دادگاه اعلام کنید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت ضمانت از متهم در صورتی که مرجع قضایی اعلام نمود مکلف به معرفی وی میباشید و در صورت عدم معرفی وجهالکفاله یا وجهالوثاقه از شما اخذ خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر از سوی مرجع قضائی احضار شدید، عدم حضور بدون عذر موجه منجر به جلب و دستگیری شما خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در امور کیفری که رسیدگی به آن فوریت دارد، در تمام ساعات شبانهروز قاضی کشیک مستقر در دادسرا قابل دسترس است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
دبرای طرح شکایت میتوانید به داسرا و مراجع انتظامی مراجعه کنید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در پروندههای مهـم، متهم باید وکیل داشته باشد و در صورتی که وکیل معرفی نکند دادگاه برای او وکیل تسخیری تعیین میکند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورتی که متهم توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشد، میتواند از دادگاه درخواست تعیین وکیل مجانی نماید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
واحد ارشاد و معاضدت قضایی مستقر در مجتمعهای دادگستری استان قم آماده ارائه راهنمایی حقوقی به شما هستند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
پیشگیری بهتر از درمان است. قبل از انجام هر کاری که میتواند برای شما مشکلات حقوقی ایجاد کند بهتر است با یک وکیل دادگستری و یا کارشناس حقوقی مشورت کنید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
مسائل حقوقی امور تخصصی هستند بهتر است برای طرح دعوا و دفاع از آن از وکلای دادگستری استفاده کنید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
هر یک از ورثه یا شخص ذینفع میتواند از دادگاه گواهی انحصار وراثت تحصیل نماید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
اخذ گواهی انحصار وراثت به معنای مطالبه سهمالارث نیست بلکه فقط برای تعیین ورثه میباشد؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
برای درخواست تأمین دلیل باید به شوراهای حل اختلاف محل مراجعه کنید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
حتی قبل از اینکه اقدام به طرح دعوا نمایید میتوانید درخواست تأمین دلیل نمایید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
تأمین دلیل برای حفظ دلایلی است که ممکن از در آینده نزدیک از بین بروند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
برای دریافت برگه اظهارنامه و ارسال آن میتوانید به آسانی به اداره ثبت اسناد و املاک و یا به قسمت تمبرفروشی محاکم حقوقی و کیفری (واقع در خیابان ساحلی) مراجعه نمایید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
قبل از طرح دعوا در دادگستری میتوانید با ارسال اظهارنامه و با کمترین هزینه حق خود را از دیگری مطالبه نمایید؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
افراد میتوانند از کانون وکلای دادگستری قم و یا دادگاه رسیدگی کننده به پرونده، درخواست تعیین وکیل مجانی نمایند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
افرادی که توانایی انتخاب وکیل را ندارند در امور مدنی میتوانند درخواست وکیل رایگان نمایند؟ |
|
|
آیا میدانید؟ |
نفقه اولاد بر عهده پدر میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت فوت پدر و یا عدم توانایی مالی او برای پرداخت نفقه اولاد، این وظیفه به عهده جد پدری میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
پدر نسبت به پرداخت نفقه فرزندی که دارای شغل و درآمد مشخص است مسئوولیت ندارد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
سرپرستی و نگهداری طفلی که پدر و مادر او جدا از یکدیگر زندگی میکنند تا سن 7 سالگی بر عهده مادر میباشد و تفاوتی بین فرزند دختر یا پسر نمیباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر مادری در صورتی که حق حضانت طفل با اوست بخواهد ازدواج کند حق حضانت از وی سلب میشود و در صورت صلاحیت پدر به وی اعطا میگردد، مگر اینکه در زمان طلاق، توافقی در این خصوص کرده باشند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورت فوت پدر، حضانت طفل با مادر زنده است هر چند این طفل جد پدری یا قیم داشته باشد مگر در صورت عدم صلاحیت مادر. |
|
|
آیا میدانید؟ |
فرزند دختر تا 9 سال قمری و فرزند پسرتا 15 سال قمری تحت حضانت والدین خود هستند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
فرزند دختر پس از اتمام سن 9 سالگی و فرزند پسر پس از اتمام سن 15 سالگی در تعیین محل زندگی خود ( نزد پدر یا مادر) مختار میباشند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
پدر یا مادری که حضانت طفل به آنها داده شده حق ندارند طفل را به محلی غیر از محل اقامت طرفین یا خارج از کشور ببرد یا بفرستد مگر با کسب اجازه از دادگاه. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر در صورت انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل در حضانت اوست سلامت روانی و جسمی طفل دستخوش خطر قرار گیرد این دادگاه است که برای حضانت طفل تصمیم لازم را خواهد گرفت. |
|
|
آیا میدانید؟ |
مادر در قبال قبول حضانت و نگهداری طفل نمیتواند مطالبه اجرت نماید چرا که نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است ، لکن نفقه فرزند بر عهده پدر و سپس جد پدری است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
چنانچه پدر یا مادری که حضانت طفل بر عهده وی میباشد به بیماری لاعلاج و واگیردار دچار شود حق حضانت ساقط میشود مگر اینکه شخص بتواند در این خصوص پرستار بگیرد (اجیر نماید). |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر کسی که حضانت طفل به او عهده اوست پس از اتمام زمان حق حضانت، از دادن طفل به شخصی که قانوناً حق مطالبه دارد خودداری نماید برابر قانون به مجازات 3 تا 6 ماه حبس و یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
شوهر مکلف به پرداخت نفقه همسرش می باشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
نفقه شامل تامین هزینه زندگی زن که شامل خانه – اثاثیه منزل – غذا و لباس و دارو و درمان از زمان عقد دایم بر عهده شوهر میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
تمکین به معنای اطاعت زن از شوهر در ادای وظایف زوجیت ، حسن معاشرت و سکونت در منزل شوهر میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
به زنی که از همسرش در مفهوم خاص و عام تمکین نکند ناشزه میگویند و این زن مستحق نفقه نمیباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آنکه هنگام عقد اختیار تعیین منزل به زن داده شود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر منزلی که شوهر تهیه نموده مناسب شئونات اجتماعی زن باشد ولی سکونت در آن موجب احتمال ضرر و زیان شرافتی یا بدنی (آزار و اذیت ) زن باشد، خروج زوجه از آن منزل، نشوز و عدم اطاعت محسوب نمیشود و نفقه تا زمان برطرف شدن مشکل به وی تعلق میگیرد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در فاصله میان عقد و انجام ازدواج، نفقهای به زن تعلق نمیگیرد مگر اینکه زن جهت شروع به زندگی اعلام آمادگی نماید ولی مرد از بردن همسرش خودداری کند و در این صورت زن مستحق دریافت نفقه میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
زنی که شوهرش نفقه پرداخت نمیکند هم میتواند شکایت کیفری نماید و هم دادخواست حقوقی ارائه نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
نفقه زمان حال از طریق شکایت کیفری قابل مطالبه است و نفقه زمان گذشته از طریق ارائه دادخواست حقوقی قابل مطالبه است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
به زنی که بعد از عقد، شروع به زندگی زناشویی و رفتن به منزل شوهرش را منوط به پرداخت مهریه نماید، نفقه تعلق میگیرد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر شوهر با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را با وجود تمکین همسرش به وی ندهد، و یا از پرداخت نفقه سایر اشخاص واجب النفقه خودداری نماید مجازاتش برابر قانون از 3 ماه و 1 روز تا 5 ماه حبس است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در زمان عده طلاق رجعی که 3 ماه و 10 روز پس از ثبت طلاق میباشد مرد مکلف به پرداخت نفقه همسرش میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر طلاق به علت عدم تمکین و اطاعت زوجه از همسرش صادر شده باشد در زمان عده نفقهای به زن تعلق نمیگیرد مگر آنکه در تمیکن شوهر قرار گیرد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
مهریه عندالمطالبه است یعنی به محض انعقاد عقد نکاح ، زن مالک مهریه میشود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
عدم تعیین مهریه در ازدواج موقت باعث بطلان عقد میشود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
مهریه نیز مانند سایر حقوق مالی قابل نقل و انتقال قهری به ورثه است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر شوهر فوت کند ودیهای به ورثه برسد با توجه به اینکه مهریه جزء دین ممتاز است همسر میتواند قبل از تقسیم دیه، مهریه خود را از دیه مطالبه نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورتی که پدر زوج پرداخت مهریه را از طرف پسرش ضمانت نماید در برابر قانون مسئول به پرداخت میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
شوهر اجازه فروش جهیزیه همسرش را ندارد و تا زمان بقای زندگی مشترک حق استفاده از این اموال را دارد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر زوجی بدون اذن همسرش جهیزیه وی را بفروشد برابر قانون مسئول است و می توان به عنوان فروش مال غیر از وی شکایت نمود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
زن حق دارد مستقلاً در دارایی خود هرگونه تصرفی نماید و شوهر حق مداخله در این امور را ندارد، برای مثال سهم الارث خود را ببخشد یا بفروشد |
|
|
آیا میدانید؟ |
مرد با داشتن همسر، نمیتواند زن دیگری را اختیار کند مگر با اجازه دادگاه. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در صورتی مرد میتواند درخواست ازدواج مجدد نماید که اولاً رضایت همسر اول را داشته باشد و ثانیاً همسرش بیمار باشد و قادر ایفای وظایف زناشویی نباشد و یا زندگی خانوادگی را ترک نماید و یا اعتیاد داشته باشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر مردی هر چند با اجازه دادگاه ازدواج مجدد نماید لطمهای به حق همسر اول که ناشی از عقد نکاح و شرطی که به نفع او شده وارد نمیکند و زن می تواند برای مطلقه کردن خود با حفظ حقوق خود به دادگاه مراجعه نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
دفاتر ازدواج حق ندارند بدون حکم دادگاه ازدواج مجدد را به ثبت برسانند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب می شود و مرتکب به حبس تا 1 سال محکوم خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب می شود و مرتکب به حبس تا 1 سال محکوم خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر مردی در زمان عده طلاق همسر اولش ، بخواهد ازدواج دیگری نماید باید با کسب اجازه از دادگاه باشد زیرا زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی وی محسوب میشود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
به زنی که به عقد موقت مردی در آید و به زبان عامیانه صیغه وی شود نفقهای تعلق نمیگیرد مگر اینکه در زمان عقد موقت در این مورد توافقی صورت گرفته باشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
حقوق فرزندان حاصل از ازدواج موقت از جمله نفقه – حضانت – توارث بر عهده پدر طفل میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در نکاح موقت هیچ یک از زوجین از یکدیگر ارث نمیبرند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
مطالبه اجره المثل ایام زوجیت مستند به قانون میباشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر زوجه کارهایی را که شرعاً بر عهده وی نبوده و به دستور زوج و با قصد عدم تبرع ( مجانی و بدون عوض نباشد ) انجام دهد میتواند از دادگاه تقاضای دریافت اجرت المثل نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
زن وقتی میتواند مطالبه اجرتالمثل نماید که تقاضای طلاق از طرف شوهرش باشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در تعیین اجره المثل ملاک وضع مالی مرد نیست بلکه دادگاه دستور به انجام کارشناسی صادر مینماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
تعیین نحله در طول اجرت المثل است یعنی در صورت عدم تعلق اجرت المثل به زوجه، نحله تعیین می گردد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در تعیین نحله قاضی دادگاه با توجه به وضعیت مالی زوج و زحمات زن ، مبلغی را معین مینماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در هنگام ثبت ازدواج سردفتر ازدواج وظیفه دارد که شرایط مندرج در قباله را مورد به مورد به دو طرف تفهیم نماید چرا که شرطی معتبر است که مورد توافق زن و مرد قرار گیرد و به امضای هردوی آنها رسیده باشد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
برابر قانون هر یک از نامزدهای میتوانند در صورت به هم خوردن وصلت، هدایایی را که برای ازدواج به طرف دیگر یا والدین هم دادهاند مطالبه نمایند.مثل حلقه نامزدی و سرویس طلا |
|
|
آیا میدانید؟ |
چنانچه یکی از نامزدها، فوت نمایند و وصلت به هم بخورد، و هدایا عیناً موجود نباشد طرف مقابل وظیفهای ازبابت برگرداندن بهای هدایا به خانواده متوفی نخواهد داشت. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در موارد ذیل زن میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید: 1- عدم پرداخت نفقه زن و انجام سایرحقوق واجب زن به مدت شش ماه 2- بدرفتاری غیر قابل تحمل مرد با زن و فرزندان 3- بیماری خطرناک غیر درمان مرد در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد 4- دیوانه بودن مرد در زمانی که امکان فسخ نباشد. 5- اشتغال مرد به کاری که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه میزند. 6- محکومیت به حبس در حال اجرا از 5 سال به بالا ( مرد در زندان باشد ) 7- اعتیادی که به اساس زندگی خانوادگی ضرر بزند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد شود. 8- ترک بدون علت خانواده یا غیبت یکسره به مدت 6 ماه بدون دلیل موجه. 9- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرمی، که اجرای مجازاتش آبرو و موقعیت زن رابه خطر بیاندازد. 10- بچهدار نشدن مرد پس از 5 سال زندگی مشترک 11- مفقودالاثر شدن زوج به مدت طولانی( به مدت 6 ماه از زمان مراجعه زوجه به دادگاه) ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسرش |
|
|
آیا میدانید؟ |
با تحقق یکی از شرابط دوازده گانه و اثبات آن در دادگاه زن میتواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و طی تشریفات قانونی از جمله داوری و قطعیت حکم، نسبت به اجرای طلاق اقدام نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
وجود بعضی عیوب در زن و مرد، چنانچه از وجود این عیوب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشند موجب انحلال عقد نکاح و فسخ ازدواج میشود به عنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جذام و زمینگیری در زن |
|
|
آیا میدانید؟ |
هرگاه دادگاه به تقاضای زن حکم طلاق را صادر نماید، چنانچه شوهر حسب اجرای حکم در دفتر طلاق حاضر نشود دادگاه نمایندهای را به دفترخانه به نمایندگی ازشوهر برای اجرای صیغه طلاق معرفی مینماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
طلاق رجعی طلاقی است که برای شوهر در مدت عده، حق رجوع است این حق فقط جزء اختیارات شوهر است و تابع تشریفات خاصی است و با هر بیان و اقدامی که حکایت از رجوع کند محقق میشود و بلافاصله زن نیز مکلف به انجام وظایف زناشویی است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
طلاقی که از طرف دادگاه به تقاضای زوجه به علت عسر و حرج صادر میشود طلاق بائن است و مرد حق رجوع ندارد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
هر گاه طلاق در شرایط ذیل صادر شود، طلاق بائن است و مرد حق رجوع ندارد 1- طلاقی که قبل از زناشویی واقع گردد 2- طلاق زن یائسه 3- طلاق خلع و مبارات ( یعنی طلاقی که زوجه در قبال طلاق مالی را به زوج ببخشد و کراهت از طرف زوجه یا از هر دو طرف باشد) سومین طلاق بعد از سه وصلت پی در پی که موجب حرمت زن میشود |
|
|
آیا میدانید؟ |
افرادی که خود را صاحب حق میدانند اما توان و تمکن مالی برای پرداخت هزینه دادرسی را ندارند میتوانند درخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی نمایند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر شخص بتواند اعسار خود را در دادگاه ثابت نماید میتواند از تمام یا قسمتی از هزینههای دادرسی معاف شده و از وکیل مجانی استفاده نماید. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر پس از صدور حکم اعسار معلوم شودکه مدعی اعسار به دروغ خود را معسر اعلام کرده است به مجازات حبس محکوم خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر پس از صدور حکم اعسار معلوم شود شهود به دروغ به نفع معسر شهادت دادهاند شهود نیز به حبس محکوم میشوند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
برابر قانون آزار و اذیت زنی که باردار است و چنانچه موجب سقط جنین شود جرم است. |
|
|
آیا میدانید؟ |
قانونگذار کسانی که زن حامله را به سقط جنین راهنمایی میکنند چه پزشک باشد و چه فرد عادی،قابل تعقیب و مجازات میداند. |
|
|
آیا میدانید؟ |
چنانچه پزشک غیر از موارد مجاز از نظر قانونی، اقدام به سقط جنین کند به مجازات حبس از 2 تا 5 سال محکوم، و ملزم به پرداخت دیه جنین خواهد شد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
درخواست صدور مجوز سقط جنین فقط هنگامی پذیرفته میشود که جهت درمان بوده و قبل از 4 ماهگی جنین به درخواست زوجین و با معرفینامه پزشک نتایج آزمایشات پزشکی به اداره کل پزشکی قانونی استان تقدیم میشود. |
|
|
آیا میدانید؟ |
اگر مادر در غیر از موارد قانونی جنین خود را سقط کند باید دیه آن را بپردازد. |
|
|
آیا میدانید؟ |
در امور مدنی خواهان و خوانده در هر مرحله از دادرسی میتوانند دعوی خود را از راه سازش خاتمه دهند ولیکن این سازش باید در دفتر اسناد رسمی و یا در دادگاه تنظیم شود. |
فرزندان ظهراب خان بختیاری
1-محمد حسن خان که شامل(اولاد آفتحعلی-آ عباسقلی- آمحمد رحیم و آقایان خسروی و سهرابی منطقه خانمیرزا ).
2- شفیع خان (آقایان شفعیی).
3-باقرخان(آقایان باقری).
4- مرتضی قلی خان شامل (بچه های آ اسماعیل و آ موسی ساکن منطقه هیرگان).
5-محمد علی خان شامل( سرهنگ صفایی .سرتیپ صفایی ومحمد تقی خان سهرابی و سرتیپ اسماعیل سهرابی- سرتیپ محمد سهرابی).
6- زکی خان (هیچ فرزندی نداشت ).
7- کربلایی حسین شامل( آقایان سهرابی ساکن کلبیبک-دهنو- بروجن ).
8- علی نقی خان شامل(بچه های آ اسفندریارخان - و آ محمد حسین خان روستای ظلم آباد)
غزل بختیاری

تش به دل وسته و سرگشته ز مالم چه کنم
چنو لیشم که دیه نیبره آلم چه کنم
پازنی بیدم و کینون به دَو ایگشتم
تیه کالی به تیا کرده شکالم چه کنم
هر کسی هرسُمه ایبینه دلس تش اگره
دل یار مو کِ نیسوسه به حالم چه کنم
وسته منجا مو و یارم او رو ای بیداد
یار مو منده زواله مو زیوالم چه کنم
شو و رو هی در ایارم و اخونم سی تو
ار به گوشت نرسه بنگ بلالم چه کنم
نترم فِر بزنم بسکه نشسته شو و رو
هر طِنا جورِ یه تیری مِنه بالم چه کنم
چی ندارم که فدا یار کنم ای گویل
ار نَدُم جون خُمه سی تیه کالم چه کنم
به گمونم که دیه وخت جدایی ویده
افتو عمر مو دی نیده مِجالم چه کنم
شجره نامه ایلخانی (اولاد جعفر قلی خان)
خسرو جد ایلخانی بختیاری زراسوند میباشد که دو پسر یکی به نام احمد و دیگری به نام عبده خلیل داشت که اولادان احمد را تیره احمد خسروی مینامند و اولادان عبده خلیل تا جعفرقلی خان ابلخانی و حسنین قلی خان ایلخانی ادامه پیدا میکند که اولاد احمد معمولا" به عنوان مشاور در خدمت از اولادان عبده خلیل مشغول بودند که معمولا" مردمانی غیرتمند و رشید و جنگجو بوده که در همه احوالات در کنار ایلخان روزگار میگذانیدند خسرو فرزند غالب و غالب فرزند حیدر معروف به حیدر کور میباشد که داماد شهباز خان خدر سرخ کلانتر ایل بزرگ زراسوند بود بعدها نسل جدید خوانین از فرزندان غالب پا گرفت .
عبده خلیل دارای یک فرزند به نام علی صالح خان بود که بعد از کشته شدن پدرش به ریاست ایل هفت لنگ برگزیده شد بر اساس نوشته های سردار ظفر بین دو شاخه هفت و چهار در حوالی چشمه دیمه چنگی در گرفت که در این جریان عبده خلیل کشته شد و روایت گردید که برای بیرون بردن جسد عیده خلیل از میدان جنگ هفتاد نفر از جنگجویان سرخ پوش طایفه خدر سرخ کشته شد.
از علی صالح خان دو پسر یه نام های ابدال خان وعباس خان به جای ماند که پس از علی صالح خان ریاست بختیاری به ابدال خان که جد حسین قلی خان ایلخانی بود رسید و عیاس خان بدون وارث ماند و وی فرزند ذکوری نداشت
پس از ابدال خان حبییب اله خان پسر بزرگ وی به قدرت رسید البته ایدال خان دارای دو فرزند پسردیگر به نام های فرج اله خان و سهراب خان نیز داشت .
حبیب اله خان دارای سه فرزند پسر به نام های چراغعلی خان ،جعفرقلی خان (پدر حسینقلی خان ایلخانی)و کلبعلی خان (پدر همسر آعلیداد خدر سرخ که بعدا" به دستور حسینقلی خان ایلخانی در قلعه لیت اندیکا به همراه سه پسر کلیعلی خان کشته میشوند)
بعد از مرگ حبیب اله خان پسر دومش جعفر قلی خان به قدرت رسید چرا که فرزند اولش چراغعلی خان در سال 1227 هجری قمری در جنگ کلنگ چی که بین دورکی و بختیاروند ها در گرفت به وقوع پیوست کشته شد.
جعفر قلی خان در زمان حکومت خود نه تنها با جعفرقلی خان پسر اسد خان بهداروند در ستیز بود بلکه با حسینقلی خان پسر فرجاله خان برادر کو چک الیاس خان عمو زاده اش بر سر ریاست ایل دورکی در کش مکش بود تا اینکه در جنگی بین دورکی و بهداروند در سال 1252 هجری قمری در منطقه منار بر اثر غافلگیری که به روایت خسرو خان سردار ظفر عده ای از تفنگچی های ایل موری گردنه منار را ترک کردند و راه برای نفوذ سربازان بهداروند فراهم نمودند تا به جعفر قلی خان یورش ببرند گفته میشود جعفر فلی خان با کمک یارانش موفق میشود به محل امنی پناه ببرد و بعد با لباس مبدل در گذر از گردنه منارتوسط سربازان بهداروند شناسایی و دستگیرشد و سپس توسط شاهمراد دالکی بختیاروند از گماشتگان جعفر قلی خان بهداروند فرزند اسد خان بهداروند به قتل رسانید.از وی چهار پسر به نام حسینقلی خان ،امامقلی خان ،مصطفی قلی خان که از همسر خود به نام بی بی شاه پسندو رضاقلی خان از بی بی مهر بانو دختر ملا آقا علی عالی محمودی دینارونی به جای ماند.
بعد از جعفر قلی خان برادر کو چکش کلبعلی خان به قدرت رسید که او نیز همانند برادرش با بهداروند در ستیز بودو در اواخر عمر خود نیز با برادر زاده اش حسینقلی خان که تحت سرپرستی و قیومیت او بودند اختلاف پیدا کرد تا اینکه این کدورت ها منجر به جنگی بین او و حسینقلی خان شد که در این میان بر اثر یک توطئه پسران او به نام های ابدال خان و ابوالفتح خان و دامادش آعلیداد خدرسرخ توسط امامقلی خان و رضا قلی خان و همچنین پسر نوجوانش حیدر خان که گفته میشود در ان زمان 16 سال سن داشت از ترس خود را به حسینقلی خان رساند که وی با بی رحمی با چاقوی قلمتراشی که در دست داشت گلوی او را شکافت کشته شدند و خود او نیز در 1263 هجری قمری چهل روز پس از مرگ فرزندانش از فرط غم واندوه درگذشت.
بعد از کلبعلی خان حکومت بختیاری به برادر زاده اش حسینقلی خان فرزند بزرگ جعفر قلی خان رسید که در زمانی که جعفر قلی خان به عنوان گروگان در تهران به سر میبرد با دختر علی صالح خان بختیاروند بهداروند که بی بی شاه پسند نام داشت ازدواج کرد که حسینقلی خان ایلخانی ،امام قلی خان حاج ایلخانی و مصطفی قلی خان از این زن متولد گردید بعد از قتل فرزندان کلیعلی خان حسینقلی خان بی بی مهر افروز زن ابوالفتح خان را به عقد خود در آورد که بعد ها نجف قلی خان صمصام سلطنه نخست وزیر ایران در دوره قاجار ثمره این ازدواج گردید میدانیم که نوه دختری این زن یعنی دختر نجفقلی خان بعد از ازدواج با محمد رضا خان سردار فاتح پسر امام قلی خان حاج ایلخانی شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوره پهلوی به دنیا می آید.
بی بی زینب دختر ابدال خان را امام قلی خان حاج ایلخانی به زوجیت خود درآورد که حاجی عباسقلی خان و غلامحسین خان سردار محتشم و سلطان محمند خان سردار اشجع و علی اکبر خان سالار اشرف به دنیا آمد.
نور جهان خانم د ختر کلبعلی خان و بیوه آعلیداد خدر سرخ را رضا قلی خان به همسری خود در آورد که ابراهیم خان ضرغام السلطنه از وی متولد شد.
حسینقلی خان در سال 1857 م مطابق با 1274 هجری قمری به عنوان ناظم بختیاری مفتخر به یک توپ جبه ترمه و یک قبضه غلاف شمشیر میشود
حسین قلی خان پس از سالها ریاست بر ایلات بختیاری و ایجاد نظم سر انجام تو سط ظل السلطان حاکم فاسد اصفهان به قتل رسید و در تخته پولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
پروفسور گارثویت می نویسد حسینقلی خان دارای هشت همسر بود که شش پسر و دوازده دختر حاصل این ازدواجها میباشند که عبارتند از : بی بی خانم مادر اسفندیار خان از طایفه خدر سرخ، بی بی مهر افروز دختر شفیع خان و همسر سابق ابوالفتح خان و مادر نجف قلی خان صمصام السلطنه ،بی بی مهری جان دختر نجف خان مادر حاج علی قلی خان سردار اسعد و خسرو خان سردار ظفر،بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی مادر بی بی مریم معروف به سردار مریم ، مادر امیر قلی خان دختر شاهرخ خان جانکی که ایلخانی دو تن از دختران وی را که یکی بعد از درگذشت دیگری بعقد خود در اورد و همچنین مادر یوسف خان امیر مجاهد که دختر یکی از خوانین بویر احمدی بود شناسایی نشدند .
شش پسر حسینقی خان عبارتند از اسفندیار خان سردار اسعد اول ،نجف قلی خان صمصام السلطنه ،حاجی علیقلی خان سردار اسعد دوم ،حاجی خسرو خان سردار ظفر،یوسف خان امیر مجاهد ، و امیر قلی خان.
حسین قلی خان ایلخانی دارای 12 دخترنیز بود که به ترتیب و شرح ذیل میباشد:
1-بی بی شیرین که از مادر اسفندیار خان میباشد .که با حیدر خان احمد خسروی از تیره احمد خسروی یکی از تیره های زراسوند ازدواج نمود.
2-حاجیه بی بی نیلوفرکه از مادری به نام جاجیه بی بی مرجان زاده شد و خواهر حاج علیقلی خان سردار اسعد وحاجی خسرو خان سردار ظفر میباشد
3-بی بی حسنی جان
4- بی بی خانم کوچک همسر میرزا آقا خان جان که مردم بختیاری و خوزستان و کهگیلویه اورا کج کلاه خان میگفتند که این نام را به دلیل کج قرار دادن کلاه بر روی سر به وی دادند ایشان دایی بی بی مریم نیز بودند.که به دست دو برادر کوچک خود کشته شد.
5-بی بی پریجان که از مادر بی بی خانم کوچک میباشد او نیز پس از ازدواج صاحب هفت پسر گردید
6-دختری ازبی بی ماه خانم مادر یوسف خان امیر مجاهد زاده شد که به همسری ضرغام السلطنه در آمد.که صاحب یک دختر بود که بعد ها او را به عقد پسر دایی خود فرزند یوسف خان امیر مجاهد در آوردند.
7-بی بی زهرا بیگم اونیز خواهر تنی حاج علیقلی خان سردار اسعد و خسرو خان سردار ظفروخواهر کوچکتر حاجیه بی بی نیلو فر میباشد که بعد ها با حاجی عباسقلی خان پسر حاجی امامقلی خان ایلخانی ازدواج نمودکه پس از فوت شوهرش با بردار شوهر خود غلام حسین خان سردار محتشم فرزند حاجی امامقلی خان ایلخانی ازدواج نمود که حاصل این دو ازدواج دو دختر و یک پسر بود
8-بی بی مریم ملقب به سر دار مریم که وی از مادر خود هیچ برادری نداشت که ایشان نیز ابتدا با علیقلی خان چهارلنگ پسرمحمد علی خان چهار لنگ ازدواج نمود و از وی صاحب سه پسر گردید که بارزترین آنها علمردان خان معروف به شیر علیمردان و محمد علی خان میباشد و پس از فوت علیقلی خان چهارلنگ و بازگشت به خانه پدری خود در ایل زراسوند به اصرار برادرانش به خصوص سردار اسعد اورا به عقد پسر عموی خود فتح اله خان فرزند مصطفی قلی خان درآوردند که از وی نیز صاجب یک پسر به نام مصطفی قلی خان گردید
9- بی بی خانم بی بی که با مردی از تیره احمد خسروی ازدواج نمود
10-بی بی گوهر که با مردی از تیره احمد خسروی ازدواج نمود.
11- بی بی آغا جان خانم که همسر پسر عموی خود ابراهیم خان ظرغام السلطنه پسررضاقلی خان ازدواج کرد
12- حسینقلی خان ایلخانی یک دختر دیگر نیز داست که همسر نصیر خان سردار جنگ فرزند حاجی امامقلی خان ایلخانی و مادر بی بی عظیمه همسر ابوالقاسم خان بختیار میباشد.
شعر بختیاری 1
اِشینم ری وَ شَو تار ایگریوُم
مُ خُم تِهنام و سی یار ایگریوُم
کلوتم، لیوه تُم، ایگِن دیونَم
خوت ایبینی که خَش خار ایگریوُم
8888888888888888888888888888888888888888888888888888
گل بووینه، احساس دلُم بو
بیو تِشنی ، لَوِت، چاس دلُم بو
مو سرما خَردم و جونُم اِسوسِه
بیو سینَت برِنجاسِ دلُم بو
8888888888888888888888888888888888888888888888888888
مو زکی بنالم امشو که بگُم ز غصه پیرُم
و چه لهجه ای بخونم بدونی ز دل اسیرَم
و چه سازی مو برصقم بدونی که مَهسه مَهسُم
و چه نشمی مو بیایم بوینی هنی دِلیرَم
8888888888888888888888888888888888888888888888888888
اِینشِنم و تیَم سیلَه پسین ایکنه سیت
هر سری سی تو سـواره چَپَه زین ایکنه سیت
رَهیَه پوئیدم نَیدُم که بیوئی مـِنِه مال
دوش دیدم که دلم هَی خوشه خین ایکنه سیت
حق حظانت

یکی از بحث های مهم در جامعه ما مسئله حق حضانت و نگهداری طفل می باشد. با نگاهی به پرونده های دادگاه و همچنین مشاهده فیلم های تلویزیونی که بر اساس واقعیت های جامعه ساخته شده اند موارد زیادی دیده می شود که انگیزه انسان را برای یک بحث جامع و دقیق تحریک می کند. مثلاً آیا حق حضانت طفل با مادر است یا پدر، یا مشترک می باشد؟ آیا سن طفل یا پسر و دختر بودنش مطرح است؟ آیا توانایی مالی یا ناتوانی هر یک از والدین مطرح می باشد؟ آیا حق حضانت قابل خرید و فروش یا واگذاری است؟ آیا زن در مقابل اِعمال حق حضانت یا اسقاط آن، حق مطالبه پول یا چیز دیگری را دارد؟ شوهر چطور؟ آیا
طلاق و ناسازگاری در مسئله نقشی دارد؟
آنچه با عنوان اجرت بانوان و حق حضانت و نگهداری کودکان در سه قسمت تهیه شده، پاسخ به پرسش هایی از این دست می باشد که امیدواریم بتواند تصویری روشن را از مباحث یادشده در نگاه نگارنده به دست دهد.
قبل از ورود به بحث مناسب است دو ماده قانونی که در قانون مدنی مربوط به این بحث است ذکر شود:
ماده 1169: برای نگهداری طفل، مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت. پس از انقضای این مدت، حضانت با پدر است، مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم، حضانت آنها با مادر خواهد بود.
ماده 1170: اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا با دیگری شوهر کند، حق حضانت با پدر خواهد بود.
اولین سؤالی که در ذهن انسان خلجان می کند، تفکیک بین پسر و دختر است. از یک سو انسان از متون شرع به دست می آورد که در این گونه امور نخواسته تعبد خاصی را مطرح سازد، از سوی دیگر هر کس به وضوح می یابد که پسر نیز در دو تا هفت سالگی نیاز به مهر و عطوفت مادر دارد، می خواهد در آغوش گرم مادر باشد و از مراقبت های او برخوردار شود. وقتی در نظام تکوین این گونه است که پس از دو سال نه پسر و نه دختر، نمی توانند از محبت مادر، چشم بپوشند بعید به نظر می رسد که از نظر نظام تشریع بتوان به خداوند نسبت داد چنین حکمی کرده و نظام تشریع و تکوین را ناهماهنگ قرار داده باشد.
علاوه بر این، پس از هفت سال، نیاز دختر و پسر، به حضانت مادر پایان نمی پذیرد. بچه هفت ساله تازه کلاس اوّل دبستان را به پایان رسانده است. او علاوه بر نیاز به محبت های مادر، به مراقبت، نیاز دارد.
با یک نگاه به موارد منحرف شدن جوانان و افتادن در دام اعتیاد، قاچاق، فساد و فحشا، به راحتی روشن می شود اکثر این افراد از داشتن یک کانون گرم خانوادگی محروم بوده، یا سایه مادر را بر سر نداشته یا بدون پدر و مادر رشد کرده اند. این افراد چون در سنین کودکی از محبت مادر محروم بوده اند، بیشتر عقده ای، خشن و گاه از مبادی فرهنگ و آداب انسانی دورند. بنابراین به نظر می رسد حتی پس از هفت سال از لحاظ اجتماعی شاید صحیح نباشد فرزند ـ پسر یا دختر ـ را از مادرش گرفت و او را در گرداب حوادث رها کرد.
از سوی دیگر گاهی زنانی یافت می شوند که به جهت شاغل بودن یا اشتغال به تحصیل، ترجیح می دهند حتی دو سال حضانت طفل را قبول نکنند، تا چه رسد به هفت سال یا بیشتر!
بنابراین در فقه و حقوق مدنی، در کنار بحث حق حضانت، تکالیف نیز مطرح شده است تا روشن شود در صورتی که آنان یا یکی از آنان، از حقوق خود گذشت یا از انجام مسئولیت خود سر باز زد چه باید کرد؟
ماده 1168: نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.
ماده 1172: هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنهاست از نگهداری او امتناع کند.
بحث دیگری که کنار این مباحث مطرح است، نفقه ها و هزینه های طفل، چه قبل از دو سال و چه بعد از آن، می باشد. اگر حضانت با مادر و تأمین هزینه ها با پدر باشد، چطور در مورد طفل، مادر می تواند حق حضانت را اعمال کند و پدر حق ولایت و سرپرستی را؟ از این رو لزوم بحث در باره حق حضانت، حکم حضانت یا تکلیف به حضانت پیش می آید و به دنبال آن بحث تزاحم و ناسازگاری آن با ولایت و سرپرستی پدر، که اگر حضانت مادر با ولایت پدر یا جد طفل ناسازگار شد، کدام مقدّم است؟
این موارد باید از دیدگاه فقهی موشکافی شود. وقتی معلوم گشت حکمی ثابت است و با تحولات زمان و مکان تغییر نمی یابد، نوبت به سایر مباحث در آن باره می رسد.
برخی از صورت ها و فرض هایی که برای مسئله حضانت مطرح می باشد این است:
1ـ کودک یا کمتر از دو سال دارد یا بیش از دو سال و کمتر از هفت سال یا بیش از هفت سال دارد و نابالغ است و یا بالغ می باشد.
2ـ والدین زنده اند و با صفا و صمیمیت با هم زندگی می کنند یا مشاجره و نزاع دارند ولی به طلاق منجر نشده، یا اینکه طلاق بینشان جدایی انداخته است. در صورت آخری مادر طفل پس از طلاق شوهر کرده یا بدون شوهر است.
3ـ والدین مرده اند.
4ـ تنها پدر مرده و مادر زنده است. در این صورت او ازدواج کرده یا نکرده است.
از ترکیب صورت ها، صورت های متعددی به وجود می آید که باید جدا بحث شود، زیرا هر بحث با توجه به اینکه ترکیبی از ولایت پدر، حضانت مادر، اجرت رضاع و ... می باشد دارای سختی خاصی می باشد و به هم آمیختن صورت ها، بحث را مشکل می کند.
صورت ها
1ـ طفل پسر، دختر، کمتر از دو سال دارد و پدر و مادر بدون نزاع با هم زندگی می کنند.
2ـ طفل کمتر از دو سال دارد و پدر و مادر نزاع دارند.
3ـ طفل کمتر از دو سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد نکرده است.
4ـ طفل کمتر از دو سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد کرده است.
5ـ طفل دختر است و بیش از دو سال و کمتر از هفت سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد نکرده است.
6ـ طفل دختر است و بیش از دو سال و کمتر از هفت سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد کرده است.
7ـ طفل پسر است و بیش از دو سال و کمتر از هفت سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد نکرده است.
8ـ پسر بیش از دو سال و کمتر از هفت سال دارد و طلاق بین پدر و مادر جدایی انداخته و مادر ازدواج مجدد کرده است.
9ـ طفل (پسر، دختر) بیش از هفت سال دارد و بالغ نیست و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد نکرده است.
10ـ طفل بیش از هفت سال دارد و بالغ نیست و طلاق بین پدر و مادر جدایی افکنده و مادر ازدواج مجدد کرده است.
11ـ طفل چه کمتر از دو سال، چه بیشتر از آن، چه کمتر از هفت سال، چه بیشتر، و تنها مادر زنده است.
12ـ طفل چه کمتر از دو سال، چه بیشتر از آن، چه کمتر از هفت سال، چه بیشتر از آن، و تنها پدر زنده است.
13ـ طفل، بالغ و غیر بالغ، مجنون یا سفیه است.
حظانت و سرپرستی کودک
حظانت و سرپرستي كودك با كيست؟
حضانت در اصطلاح فقهي و حقوقي به تربيت، پرورش و سرپرستي كودك گفته مي شود. حضانت در وهله اول حق و تكليف پدر و مادر كودك است. طبق ماده 1168 قانون مدني: «نگهداري طفل هم حق و هم تكليف ابوين است.» حق عبارت است از اختيار و توانايي قانوني شخص كه به موجب آن دارنده حق مي تواند كاري را انجام داده يا مورد حق را به اجرا گذاشته و اعمال نمايد. مانند اختيار و توانايي مالك يك مال نسبت به مال خود كه بر اساس آن مالك مال مي تواند در مال متعلق به خود انواع تصرفات و بهره برداري را داشته باشد. مثلاً مي تواند آن را به ديگري واگذار نمايد يا مورد وصيت قرار دهد. تكليف هم به معني تعهد و وظيفه است و الزامي كه قانون براي يك شخص پيش بيني مي كند كه به موجب آن شخصي كه داراي تكليف است بايد به وظيفه، تعهد و الزام قانوني خود عمل نمايد. مانند تكليف بدهكار به پرداخت بدهي خود به طلبكار. حضانت طبق ماده 1168 قانون مدني هر دو جنبه را دارد. هم حق است و هم تكليف. حق است از آن جهت كه آنها قانوناً اختيار و حق حضانت فرزند خود را دارند و حضانت طفل قانوناً حق آنان است و كسي نمي تواند اين حق را از آنها سلب نمايد. مگر در مواردي كه علت قانوني براي سلب حق حضانت پدر و مادر وجود داشته باشد. لذا طبق ماده 1175 قانون مدني: «طفل را نمي توان از ابوين و يا از پدر و يا مادري كه حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانوني» هم چنين به موجب ماده 1169 قانون مدني: «براي نگاهداري طفل مادر تا دو سال از تاريخ ولادت او اولويت خواهد داشت پس از انقضاء اين مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود.» بنابراين مادر براي حضانت طفل دختر تا سن 7 سالگي و طفل پسر تا سن 2 سالگي بر پدر مقدم بوده و در صورتي كه شرايط لازم را براي حضانت طفل ارا باشد، حضانت طفل حق قانوني او بوده و كسي نميتواند در طول مدت مقرر قانوني اين حق را از او سلب نمايد و بعد از رسيدن پسر به سن دو سالگي و دختر به سن هفت سالگي حق حضانت مادر از بين مي رود و حضانت با پدر است. تنها استثنايي كه براي اين حكم وجود دارد در مورد فوت يكي از پدر يا مادر است كه در اين صورت حق حضانت با آنكه زنده است خواهد بود. طبق مادة 1171 قانون مدني: «در صورت فوت يكي از ابوين حضانت با آن كه زنده است خواهد بود هر چند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده باشد.» به استناد اين ماده چنانچه طفل پسر بوده و قبل از رسيدن به سن دو سالگي يا دختر بوده و قبل از رسيدن به سن هفت سالگي پدر وي فوت نمايد، حضانت مادر پس از انقضاء اين مدت نيز ادامه خواهد يافت و چنانچه پس از انقضاي اين مدت مقرر قانوني پدر فوت نمايد، حق حضانت طفل به مادر منتقل مي شود. هم چنين اگر طفل پسر بوده و قبل از رسيدن به سن 2 سالگي يا دختر بوده و قبل از رسيدن به سن 7 سالگي مادر وي فوت نمايد حق حضانت با پدر خواهد بود.
حضانت طفل هم چنين براي پدر و مادر يك تكليف و وظيفه است، از آن جهت كه حضانت طفل الزام و وظيفه اي است كه در قانون براي آنان پيش بيني شده است و هيچ يك از پدر و مادر نمي تواند آن را اسقاط و يا واگذار و به غير نمايد بلكه بايد شخصاً در مدت مقرر تكليف قانوني خود را كه از نظر حفظ نظم اجتماعي به نفع طفل بر قرار شده انجام دهد[1] به همين علت است كه به موجب ماده 1172 قانون مدني هيچ يك از ابوين حق ندارند در مدتي كه حضانت طفل به عهده آنهاست از نگاهداري او امتناع كنند. درصورت امتناع يكي از ابوين حاكم بايد به تقاضاي ديگري يا تقاضاي قيم يا يكي از اقرابا و يا به تقاضاي مدعي العموم (دادستان و در تشكيلات قضايي فعلي رئيس حوزه قضايي) نگهداري طفل را به هر يك از ابوين كه حضانت به عهده اوست الزام كند و در صورتي كه الزام ممكن يا موثر نباشد حضانت را خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمين كند. همچنين طبق ماده 1178 قانون مدني ابوين مكلف هستند كه در حدود توانايي خود به تربيت اطفال خويش بر حسب متقاضي مقتضي اقدام كنند و نبايد آنها را مهمل بگذارند.
موارد سقوط حق حضانت
همانگونه كه اشاره شد حضانت طفل هم حق و هم تكليف پدر و مادر است. به عبارت ديگر از يك طرف آنها مي توانند حضانت فرزند خود را عهده دار شوند و از طرف ديگر آنها مكلف به حضانت و نگهداري فرزند خود هستند اما در موارد ممكن از حق حضانت والدين به دلايل قانوني ساقط شود. اين موارد طبق مواد قانون مدني عبارتند از : 1- جنون: جنون به معناي ديوانگي است. ديوانگي هر كدام از والدين سبب سقوط حق حضانت او خواهد بود. زيرا اين حق تا زماني موجود بوده و قابل اعمال است كه صاحب حق قدرت اعمال آن را داشته باشد. بنابراين اگر پدر يا مادر طفل دچار جنون شوند قانوناً حق حضانت آنها ساقط مي شود. طبق مادة1170 قانون مدني اگر مادر در مدتي كه حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود حق حضانت با پدر خواهد بود، هرچند ماده مذكور در مورد جنون مادر است ولي با توجه به وحدت ملاك ماده 1170 قانون مدني حضانت در صورت جنون پدريا مادر است.[2]
2- شوهر كردن مادر: شوهر كردن طفل از جمله مواردي است كه در صورت اتفاق افتادن آن حق حضانت او از بين مي رود. اين حكم در مادة 1170 قانون مدني پيش بيني شده است كه به موجب آن اگر مادر در مدتي كه حضانت طفل با اوست به ديگري شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود. به استناد اين ماده مي توان گفت كه چنانكه در طول مدتي كه حضانت طفل با مادر است بين پدر و مادر جدايي اتفاق بيفتد، اين امر تأثيري در حق حضانت مادر نسبت به فرزند نخواهد داشت و مادر كماكان حق حضانت فرزند پسر را تا 2 سالگي و فرزند دختر را تا 7 سالگي خواهد داشت اين امر در صورتي است كه مادر در طول مدتي كه حق حضانت طفل را دارد با ديگري ازدواج نكند و اگر در طول اين مدت با مرد ديگري ازدواج كند حق حضانت او از بين مي رود و حق حضانت با پدر خواهد بود.
3- عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادر: از ديگر مواردي كه به موجب آن حق حضانت والدين ساقط مي شود عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادر است. اگر در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست صحت جسماني يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد، دادگاه مي تواند حضانت او را به ديگري واگذار نمايد چنانچه مادر طفل ولگرد و لاابالي باشد و طفل را آزاد بگذارد و يا او را نگهداري و تربيت لازم ننمايد و يا آن كه پدر مردي قمارباز و الكليك باشد كه در محفل و مجالس ناشايست طفل را همراه خود مي برد يا او را آزاد مي گذارد و به تربيت او نمي پردازد و يا آنكه يكي از ابوين دچار انحطاط اخلاقي است.[3] لذا در ماده 1173 قانون مدني و قبل از اصلاحيه آن پيش بيني شده بود كه هر گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست صحت جسماني يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد محكمه مي تواند به تقاضاي اقربا طفل يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي مدعي العموم هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند اتخاذ كند.» ماده مذكور از جهت تعيين مصاديق و موارد عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادر مبهم بود به اين امر موجب اتخاذ رويه ها و تفسيرهاي مختلف و مشكلاتي در عمل گرديده بود و به همين علت قانونگذار در سال 1376 درصدد اصلاح اين ماده بر آمد و در تاريخ 11/8/1376 مادة 1173 قانون مدني توسط مجلس شوراي اسلامي اصلاح گرديد. در ماده اصلاحي موارد و مصاديق عدم مواظبت و انحطاط اخلاقي هر يك از والدين معين گرديده است كه در صورت وجود آنها حق حضانت طفل ساقط مي شود. مادة 1173 اصلاحي قانون مدني به شرح زير است: «هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسماني يا تربيت اخلاق طفل در معرض خطر باشد، محكمه مكلف است به تقاضاي اقرباي طفل يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي مدعي العموم هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ كند.»
موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است: 1- اعتياد زيان آور به الكل، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء 3- ابتلا به بيماري هاي رواني با تشخيص پزشك قانوني 4- سوء استفاده از طفل يا اجبار او به ورود به مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد، فحشا، تكدي گري و قاچاق 5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. در مادة 1173 قانون مدني خطر قرار گرفتن صحت جسماني و تربيت اخلاقي طفل دو عامل مهمي است كه دادگاه را وادار به تصميم گرفتن و تجديد نظر در بحث حضانت مي كند. از مفاد ماده به خوبي بر مي آيد كه وجود چنين خطري تنها سبب بازستاندن طفل از پدر يا مادر نالايق نيست. مانع از سپردن كودك به آنها نيز هست4. دادگاه اختيار دارد در مواردي كه صحت جسماني يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد او را به هر كدام كه مناسب تر مي بيند يا به ديگران بسپارد.5 چنانچه به نظر دادگاه هيچ كدام از پدر يا مادر شرايط لازم براي حضانت طفل را نداشته باشد دادگاه مي تواند حضانت طفل را به ديگران واگذار كند و پدر و مادر مكلف هستند طفل را به فرد كه دادگاه تعيين كرده است، تحويل دهند، لذا «چنانچه به حكم دادگاه حضانت طفل بر عهده كسي قرار گيرد و پدر و مادرو يا شخص ديگري مانع اجراي حكم شود و يا از استرداد طفل امتناع ورزد، دادگاه صادر كننده حكم وي را الزام به عدم ممانعت يا استرداد طفل مي نمايد و در صورت مخالفت، به حبس تا اجراي حكم محكوم خواهد شد.6
سؤالي كه ممكن است در اينجا مطرح شود، اين است كه اگر زوجه اي كه حضانت طفل به عهده اوست شاغل باشد و شخصاً نتواند فرزند را حضانت كند بلكه بوسيلة مهد كودك يا مادرش از او نگهداري كند، تكليف حضانت طفل چه خواهد بود؟7
به نظر مي رسد كه حق حضانت مادر ساقط نمي شود؛ زيرا هم در صورتي كه مادر زوجه از طفل نگهداري كند و هم در موردي كه بچه را به مهد كودك تحويل مي دهد نظارت و تربيت خود مادر منقطع نمي شود.
- درخواست صدور حكم حضانت فرزند براي پدر
خواهان :
خوانده :
خواسته :
دلايل :
رياست محترم دادگاههاي عمومي
احتراماً بر آن مقام محترم نظر به اينكه اينجانب با خوانده طبق سند نكاحيه شماره …… در تاريخ ……. ازدواج نموده و داراي ……….فرزند ….. بنام (پسر/دختر) مي باشيم و از طرفي با توجه به اختلافات و عدم تفاهم به موجب دادنامه شماره ……….از يكديگر طلاق گرفتيم و جداگانه زندگي مي كنيم حال به استناد ماده 1169 قانون مدني حضانت فرزند به اينجانب تعلق دارد ولي همسرم از زمان جدائي بدون دليل از استرداد طفل به بنده امتناع مي نمايد لهذا صدور حكم مبني بر محكوميت خوانده به استرداد فرزند و صدور حكم حضانت آنان با احتساب خسارات قانون مورد استدعاست .
با تشكر – امضاء خواهان
– درخواست صدور حكم حضانت فرزند براي مادر
خواهان : خانم ………………….
خوانده : آقاي ………………….
خواسته : تحويل فرزند به اينجانب و صدور حكم حضانت طفل .
دلايل : …………………….
رياست محترم دادگاههاي عمومي
احتراماً به موجب سند رسمي ازدواج شماره …………..دفتر خانه شماره ……………با آقاي ……….. خوانده دعوي ازدواج نموده و در طول مدت ……………… سال زندگي مشترك صاحب …………… فرزند بنامهاي ……………..و ……………….. (…………. ساله …………..يكساله) شده ايم اكنون كه علت (وجود اختلافات شديد و عدم تفاهم جداگانه زندگي مي كنيم با بعلت وقوع طلاق جداگانه زندگي مي كنيم) حال آنكه با توجه به ماده 1169 ق.م حضانت فرزند ذكور تا دو سالگي و فرزند اناث تا 7 سالگي با مادر است و خوانده حاضر نيست فرزندان را جهت حضانت به اينجانبه تحويل دهد .
با تقديم اين دادخواست تقاضاي صدور حكم بر تحويل فرزند يا فرزندان و حضانت آنان را دارم .
امضاء خواهان
طایفه زراسوند
طایفه زراسوند یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری میباشد. این طایفه معمولاً در مناطقی از شمال شرق استان خوزستان (مسجد سلیمان، اندیکا و...) و غرب استان چهارمحال و بختیاری از جمله در مناطقی مانند دشت چغاخور ساکنند.
نظام سیاسی و توزیع قدرت
در سازمان حکومتی ایل بختیاری، تقریباً از ۱۶۶۹ میلادی (۱۰۸۰ فمری) به بعد و با سلطة تدریجی هفتلنگها بر تمام ایل شکل میگیرد. خانهای هفت لنگ اولاد فردی به نام حیدر ملقب به حیدرکور هستند. او که رئیس ایل پاپی واقع در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود، در ۱۸۰۰ میلادی (۱۲۱۵ قمری) به عللی از آنجا گریخت و به خانه کلانتر طایفه زراسوند پیرزادخان {خدر سرخ} از دورکی هفت لنگ بختیاری آمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج کرد. غالبْ آقا، پسر حیدر بعدها به ریاست طایفه زراسوند انتخاب شد. نسل خانهای اخیر بخش هفت لنگ بختیاری به او میرسد.
طایفه زراسوند
- تیره خدرسرخ
- تیره اولاد جعفرقلی خان
- تیره احمد خسروی
- تیره خدری
- تیره توشمال
- تیره علاسوند
- تیره سیف دین وند
- تیره هیهاوند
- تیره کورکور
- تیره گورکه
- تیره زنبور
- تیره ایمری
- تیره میر
- تیره یتیم
- تیره باپیر
- تیره پیوندی
- تیره شهی
- تیره گرما
شعر بختیاری 2
هِي فشا’رم اِدِه و هِي دِلمِه تنگ اِ’كنه
ئي قَدر اشك بريزم كه دلت نرم آبو
با بفهمي كه اَوم رخنه مِنِه سنگ اِ’كنه
دل ِ چي آينه ’خمِه دادمِت اما بِت اِ’گم
بيوفائي فقط ئي آيننه زنگ اِ’كنِه
’چكنم نِهله دلم از تو دي يَه دير آبوم
عز’ممِه سست اِ’كنِه ، پاي ’منِه لنگ اِگنِه
بِنَيرين چند ’يو خين كِرِده مِنِه قلب ’مو كه
چكه خين ِ دلم ’پاي ’جومِنِه رنگ اِ’كنِه
سر عشقه كه به ’مو حرف نَزِيده يارم
’مو اِفَهمم كه دِلس هِي دِلمِه بَنگ اِ’كنِه
افسر اِز وضع ’خو’سو و خلق خدا دلتنگه
كه ’چو’نو وا ’خوسو وابخت خودس جنگ اِ’كنِه
گوشه ای از سخنرانی آقای ناصر سهرابی (مجلس چهارم)

ناصر سهرابی
سلام علیکم .
الحمد لله و الصلوة و السلام علی رسول الله و علی آله الطاهرین .
به لحاظ ضیق وقت قصد دارم اشاره ای به پیام تاریخی امام راحل رضوان الله تعالی علیه که در مرداد ماه سال ۱۳۶۶ در خصوص ارزش انسان در حکومت اسلامی ایراد فرمودند داشته باشیم .
خلاصه پیام :
( بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزونتر از آن کسی است که تقوا داشته باشد نه ثروت و مال و قدرت وهمه مدیران و کار گزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پا برهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین . و در کنار مستمندان و پا برهنه ها بودن و خود را در عوض آنان دانستن و قرار دادن افتخار بزرگی است که نصیب اولیاء شده و عملا به القائات و شبهات منحرغین خاتمه می دهد که در جمهوری اسلامی ایران اساس این تفکر و بینش در حال پیاده شدن است .)
با توجه به اینکه این پیام تاریخی جزو ارکان اصلی نظام اسلامی و در جهت پیشگیری از هر گونه تجمل گرائی و بهترین مددکار و در جهت تهذیب نفس بهترین نسخه میباشد ، ولی متاسفانه در زیر مجموعه بعضی از وزارتخانه ها هستند کسانی که بدون توجه به این پیام تاریخی با رابطه کار می کنند و بلحاظ اخذ رشوه از مرفهین استقبال می کنند و محرومین و زجر کشیده ها را در صفوف طولانی با وعده های امروز و فردا پشت درب های بسته ادارات نگه می دارند که در نتیجه مردم محروم بجزء پناه آوردن به نمایندگان راه دیگری ندارند و یقین دارم همکاران گرامی با توجه به کثرت مراجعین به درب مجلس بخوبی این موضوع را لمس نموده اید . از طرفی در میان مراجعین اکثرا جوانان برومندی هستند که تا دیروز در طول هشت سال دفاع مقدس در سنگرهای داغ جنوب و یا سنگرهای مملو از برف غرب کشور با بکارگیری تمامی توان نقشه های شوم دشمنان اسلام را نقش بر آب کردند و امروز بلحاظ نداشتن رابطه و یا پارتی پشت درب های بسته ادارات صف گرفته اند ، برای مثال حوزه انتخابیه اینجانب یعنی مسجد سلیمان و بخشهای هفتگل و نفت سفید و اندیکاء و لالی با نرخ بیکاری ۳۶ درصد اعلام شده اداره کل کار و امور اجتماعی استان خوزستان و ۳۰%مشاغل کاذب در مجموعه ۶۶ درصد بیکاری مواجه میباشد . در اینجا سوال این است ، آیا میبایستی دست روی دست بگذاریم تا این سرمایه های عظیم انقلاب طمعه سوداگران مرگ و یا عناصر منحرف و مرتد بشوند و روزی آنها را پشت میله های زندان دریابیم ؟
بنده پیرو مذاکرات حضوری از محضر مبارک جناب آقای هاشمی رفسنجانی ریاست محترم جمهور تقاضا دارم :
اولا در خصوص ریشه کن کردن عناصر نایاب و برچیدن روابط در ادارات دستورات متقضی را مبذول فرمایند .
ثانیا در خصوص رفع مشکل بیکاری جوانان علی الخصوص جوانان مناطق یاد شده بذل عنایت بفرمائید .
در پایان از جناب آقای دکتر ملک زاده وزیر محترم بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی به لحاظ اینکه بالاخره طلسم را شکستند و پس از مدتهای مدید اولین وزیری هستند که به منطقه محروم مانند مسجد سلیمان تشریف آوردند از طرف خودم و افرادی که به بیماری تلاسمی مبتلا هستند به لحاظ احداث بانک خون و همچنین افرادی که به بیماری کلیوی مبتلا هستند به لحاظ ارسال دستگاه دیالیز تشکر و قدردانی می نمایم . همچنین مراتب سپاس و تشکر از یار محروم جنناب آقای بشارتی مسؤول دفتر مناطق محروم کشور به منظور تخصیص اعتبار جهت محرومیت زدائی بخشهای لالی و اندیکا را دارم و سعادت و توفیق روز افزون ایشان را از خداوند تبارک و تعالی مسالت دارم . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
مشروح مذاکرات مجلس دوره چهارم
ناغان
اوضاع تاریخی و جغرافیایی
1. ناغان
ناغان که به معنی کرم ابریشم گرفته شده است به علت رشد و نمو فراوان درخت توت و کرم ابریشم در قدیم الایام در این منطقه و نیز عبور راه فرعی جاده ابریشم از شهر ناغان با 500 سال قدمت تاریخی با وجود چشمه ساران زیاد و آب فراوان جزء اولین نقاطی است که عشایر برای سکونت انتخاب کردند . به مرور زمان کلمه نوغان به ناغان تبدیل شده است . در فرهنگ معین جلد ششم اسمی از ناغان برده شده است که در آن ناغان ده،دهستان،پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد و استان دهم اصفهان است .
چگونگی انتخاب ناغان جهت سکونت دائم
ناغان منطقه ای سرسبزی است که در دامنه سبز کوه بختیاری قرار دارد . در زمان نادر شاه افشار وقتی نادر از فتح هند به ایران برگشت در ایران وشهر شیراز آشوبهایی بر ضد دولت افشار صورت گرفت. نادر شاه برای آرام کردن شهر شیراز عده ای از آنها را به زور از آنجا خارج ساخت و راهی کوههای بختیاری کرد این گروها در غالب گروههای خویشاوندی تا منطقه ناغان امروزی رانده شدندو وقتی به ناغان رسیدند چون ناغان منطقه ای خوش آب و هوایی بود در آنجا سکونت کردند و در کنار تالاب سولقان روزگار میگذراندند اما چون منطقه چغاخور خان نشین بود اجازه نداشتند رمه های خود را در آنجا ببرند در غیر این صورت باید به خان باج می پرداختند در منطقه پایین ناغان یعنی گردنة باجگیران هر که از گردنه می خواست عبور کند باید باج می پرداخت به همین علت بین دو کوه در دشت ناغان سکونت دائم گزیدند.
تماس با امید سهرابی
ایمیل :
cherazvillage@yahoo.com
فیس بوک :
Facebook.com/omid.sohrabi1367
موبایل : ۰۹۳۸۷۷۰۹۵۱۹
سردار اسعد بختیاری

تقديم به :
قوم بزرگ لر ، که هرگاه
شمشير و تفنگ بدست
گرفت ، فقط برای ايران
جنگيد.
مرحوم حاج علی قلی خان سردار اسعد به واسطه نقشی که در دوران مشروطيت ، تصرف تهران و سقوط استبداد ايفا کرد ، يکی از معروفترين و شناخته شده ترين خوانين بختياری در داخل کشور و حتی خارج از کشور است. صدسال و اندی از پيروزی مشروطه خواهان می گذرد ليکن هنوز بسياری در باره علل ، شخصيتها و آثار و نتايج آن با علاقمندی به مطالعه و بررسی می پردازند. يکی از شخصيت هايی که کمتر به آن پرداخته شده ، سردار اسعد می باشد و اگر هم گروهی به آن توجه نشان دادند با رويکردی انتقادی و بعنوان يکی از عوامل وابسته به بيگانگان و نقشی که در انحراف مشروطه داشته است ، به وی نگريستند. امروزه بسياری از جوانان بختياری با علاقمندی به تاريخ سياسی گذشته بختياری ، پيرامون نقش و جايگاه خوانين بختياری در حيات سياسی کشور کنجکاوی فراوانی نشان می دهند. به نظر می رسد منابع و کتاب های موجود در باره تاريخ بختياری نتوانستند اين کنجکاوی را ارضاء نمايند. خلاء کتاب ها و پژوهش های علمی کاملا" احساس می شود. منابع موجود به ويژه آثاری که برخی مولفان بختياری به رشته تحرير در آورده اند ، نه تنها اطلاعات علمی درستی در باره زندگی سياسی برخی از خوانين بدست نمی دهند بلکه با شخصيت پردازی کاذب ، آشفتگی فکری و سردرگمی نيز در علاقمندان ايجاد می کنند.
بطور کلی می توان نگرش های موجود به سردار اسعد را در چند گروه جای داد:
الف ) گروهی سردار اسعد را يک اسطوره و قهرمان ملی می دانند که با ورود ايشان به عرصه سياست و در دست گرفتن رهبری مشروطه خواهان ، توانست با فداکاری بساط استبداد را برچيند و آزادی و مشروطيت را برای ايران به ارمغان آورد. لذا به تحسين ، تمجيد و شخصيت پردازی وی مبادرت می کنند.
ب ) عده ای ديگر بر اين عقيده هستند که وقتی حرکت آزاديخواهی ملت ايران در حال به ثمر نشستن و پيروزی بود ، استعمار انگليس برای اينکه نفوذ و سلطه خود را حفظ کرده باشد و در دوران پس از مشروطه نيز اوضاع ايران در جهت نامين اميال و منافع وی تمايل پيدا کند با زيرکی و با استفاده از عوامل خود و تشکيلات فراماسونری ، با وارد کردن عناصری مانند سردار اسعد و حمايت از آنان توانست ، بر موج حرکت ملی ايرانيان سوار گردد و مشروطه به سمت و سويی که خواست انگليسی ها بود حرکت کند. اين گروه سردار اسعد و امثال وی را عامل قتل عام و منزوی ساختن مجاهدان و روحانيون مشروطه خواه و در نتيجه انحراف مشروطه از اصول و مبانی اوليه آن می دانند. و وی را شايسته لعن و نفرين می دانند.
ج) گروهی ديگر که نمی خواهند مورد ملامت و سرزنش دو گروه بالا قرار گيرند و خود را در تيررس انتقادات آنان قرار دهند با احتياط و با کلی گويی از نقش سردار اسعد در اين حرکت ملی، می گذرند.
اگرچه بختياری تباران زيادی در باره تاريخ سياسی بختياری کتب و مقالات بسياری به رشته تحرير در آوردند ، اما در باره سردار اسعد کتاب مستقلی تاليف و چاپ نشده است شايد ابهامات و تشکيک هايی که در باره ماهيت پيوستن وی به نهضت مشروطيت و عملکرد او در جامعه وجود دارد ، مانع از مطالعه و پژوهش در اين زمينه گرديد. لذا بر آنم تا پس از سالها مطالعه و پژوهش در اين زمينه اثری در باره سردار اسعد به چاپ رسانم. اگر چه حتم دارم اين اثر خالی از ايراد و اشکال نيست ولی شايد آغازی باشد تا اين شخصيت ارجمند بيشتر مورد توجه علاقمندان و پژوهشگران قرار گيرد.
سرداراسعد به پاس خدمات گوناگونان و به ويژه نقشی که در فتح تهران و سقوط استبداد داشت ، شايسته تقدير و تجليل است اما نمی توان اقدامات وی در سرکوب و قلع و قمع مشروطه خواهان و وابستگی هايش به انگليس و صدماتی که در نتيجه خوش خدمتی به انگليس به کشور وارد گرديد را ناديده گرفت.
لازم به ذکر است در تاريخ سياسی بختياری سه نفر با لقب سردار اسعد وجود دارد نخست اسفنديارخان سردار اسعد ، پسر ارشد حسين قلی خان و بردار بزرگ علی قلی خان است . وی پس از آزادی از زندان و انتصاب به سمت ايل بيگی ، اين عنوان را دريافت داشت . دومين نفر حاج علی قلی خان می باشد. پس از اينکه اسفنديار خان در سال 1321 قمری بدرود حيات گفت ، مظفرالدين شاه اين لقب را به وی اعطا نمود. سومين نفر جعفرقلی خان پسر حاج علی قلی خان است. وقتی حاج علی قلی خان سردار اسعد در سال 1336 قمری دارفانی را وداع گفت ، دولت فرزندش جعفرقلی خان سردار بهادر را به سردار اسعد ملقب کرد. با وجودی که جعفرقلی خان چندين سال و در چندين کابينه درسمت وزارت پست و تلگراف و جنگ اشتغال داشت اما در ميان مردم تا از سردار اسعد سخن به ميان می آيد ، شخصيت حاج علی قلی خان بختياری تداعی و تجسم می يابد. سردار اسعد علاوه بر اينکه در نهضت مشروطه حضوری فعال و تاثير گذار داشت ، به فرهنگ و تاريخ نيز بسيار علاقمند بود. زير نظر ايشان کتب فراوانی به رشته تحريردرآمد يا ترجمه و چاپ گرديد. يکی از اين کتابها ، کتاب معروف « خلاصه الاعصار فی تاريخ البختيار» می باشد که در ميان مردم به « تاريخ بختياری » شهرت دارد. اين کتاب يکی ديگر از عوامل شهرت سردار اسعد می باشد.
قلعه سردار اسعد در جونقان (شهرکرد)
دیار من چهراز

نگاهی به تاریخ مشایخ و چهراز
منطقه مشایخ و چهراز در اسناد قدیمی که شخصاً مشاهده کردم ، از اعمال کوره اصفهان و جبال عراق عجم معرفی شده است. این منطقه در چند سده اخیر از روستاهای پشتکوه بشمار آمده است. منطقه پشتکوه که از چند جهت (از جنوب ، شمال ، شرق و غرب ) در پشت و عقب چندین کوه واقع شده است و در جوار منطقه میانکوه قرار دارد ، گاهی قلمرو آن محدود به دشتک ، الیکوه ، کاج ، بهشت آباد و اردل بوده و در برخی منابع و اسناد به منطقه ای وسیع اطلاق شده است که از دوآب صمصامی تا سبزه کوه ، از دامنه های شمالی کوه گره تا دیناران را شامل می شود. یکی از گروههایی که در این منطقه سکنی دارند ، مشایخ یا «شیخون» هستند. مشایخ اصطلاحاً به سه گروه از سادات اطلاق می شود:
1- سادات سید صالح که در روستاهای گل سفید ، دوپلان ، رحیم آباد ، اسلام آباد ، فیروز آباد ، بره مرده ، جوزستان ، پوراز ، برنجگان ، گاوتوت ، باجگیران ، دهنو ، جغدان و چهارطاق ساکن هستند.
2- سادات شاهپوری که در روستای دورک اناری ساکن هستند و سکونتگاه اولیه آنان جوار امامزاده شهپیر در جنوب شرقی دهدز بوده است.
3- سادات مونگشتی یا سادات موسوی که سکونتگاه اولیه آنان دامنه های شمالی کوه منگشت بوده است و جزو سادات موسوی ساکن در دنباله رود در منطقه دهدز بودند و در روستاهای آبشار ، معدن ، دره بید ، دره عشق ، دره یاس و... ساکن هستند.
گروهی از سادات حیات غیبی نیز در روستای جوزستان ساکن هستند که معتقدند از مناطق لرستان مهاجرت کرده و در منطقه ساکن شدند. علاوه بر سادات گروههای دیگری نیز در این منطقه ساکن هستند که مهمترین آنها عبارتنداز: شالوها ، اورکها و... شالوها که به اولاد «الفاطی » (افلاطون ) شهرت دارند بیش از 240سال پیش به این منطقه مهاجرت کردند و در روستاهای گل سفید ، چهارطاق و باجگیران سکونت دارند.(در بخش اول خاطرات در باره چگونگی ورود آنها به این منطقه سخن گفته شد.) اورکها عمدتاً به دو گروه لیراوی و سخندری تعلق دارند. در حقیقت گله داران اورک بودند که برای چرای دامهای خود به منطقه مشایخ می آمدند و به مرور جزو مشایخ محسوب شدند.سخندری ها در روستای « گاوتوت» و لیراوی ها در روستاهای « تخته چوب » ، « اوگه لور» ، و « بره مرده » سکنی داشته یا دارند. در روستای گل سفید گروهی دیگری زندگی می کنند که به اولاد « مش حسن » شهرت دارند ، اینان اصالتاً از «ریز» (زرین شهرفعلی ) به این روستا مهاجرت کردند. قدمت روستای گل سفید و وفور منابع خدادادی آن سبب گردید تا دهها خانوار دیگر از لردگان گرفته تا چهارمحال ، دهاقان ، گرمسیر و مناطق دیگر به این روستا مهاجرت کنند و هنوز بازماندگان آنان در این روستا بسر می برند.
بر اساس اسناد و مدارک موجود ، در گذشته های دور از گردنه زره تا شلیل سه روستای مهم در منطقه بوده است:
1- ده کهنه رووار
2- چهراز
3- بوگر
برخی نیز برای روستای کاج پیشنیه ای زیادی قایل هستند در گذشته های دور بوسیله روسایی اداره می شد ، یکی از رییسان آن رییس سلطان کاجی بود که احتمالاً در جنگ با رییسان چهراز کشته شد.
بوگر یا بنی بوگر روستای بسیار قدیمی بوده که محدوده شمالی آن تا پل دوپلان و رودخانه کارون از دوپلان تا بوگر بوده است.احتمالاً در اواخر دوره صفویه یا دوره افشاریه بیش از 350سال پیش شخصی از سادات سید صالح به نام شاهرخ در اراضی شمالی بوگر در غار یا « اشکفت ده کهنه » سکنی گزید و چندی نیز در « غار ملا»در دوپلان زندگی کرد. ساکنان بوگری که به طایفه ای با همین نام شناخته می شدند ، اواسط بهار تا پایان تابستان را در «مازه خاکی » و «کوه بزمن » بسر می بردند. شاهرخ با دختری از بوگری ها ازدواج کرد ، نتیجه این ازدواج دو پسر بود : مهمد(شاید محمد) و عباس. فرزندان شاهرخ بزرگ شدند و برای اینکه بتوانند کشاورزی کنند ، نزد دایی ها در «چهاردار» مازه خاکی رفتند. دایی ها نیز قطعه زمینی در « سرداو» (سردآب)بین اسلام آباد و بره مرده به عنوان سهم مادرشان به آنها دادند تا بتوانند کشاورزی کنند. بوگری برای بازگشت به روستا آماده می شدند که مهمد و عباس شخم زدن زمینها را آغاز کردند.بوگری ها به شوخی به آنها می گفتند ، خواهرزاده ها مبادا «وارگه های» (سکونتگاه) ما را نیز شخم بزنید. اما مهمد و برادرش بر خلاف سفارش دایی ها محل استقرار تابستانه آنها را نیز شخم زدند. در بهار آینده وقتی بوگری ها به ارتفاعات آمدند ، مشاهده نمودند که وارگه های آنها به کشتزار تبدیل شده است. آنها که از کار خواهرزاده ها عصبانی بودند احشام خود را رها کردند تا در این مزارع به چرا بپردازند ، کشتزارها تخریب گردید. جنگی درگرفت. در نتیجه جنگ ، مهمد کشته شد.کار به شکایت کشید.چند بنی بوگری قصد داشتند برای ادای توضیحات به چغاخور بروند ، در تنگ گندمکار ، به کمین عباس افتادند ، دو نفر از آنها کشته شد. اوضاع وخیم تر شد. کار به شیراز مرکز حکومت زند کشیده شد. طرفین دعوا در شیراز حضور پیدا کردند. بوگری ها آنچه اتفاق افتاده بود ، بازگو کردند ، شرایط به ضرر عباس بود. عباس که بسیار بیمناک شده بود ، دست در شال دو بوگری کرد آن دو نفر را بلند کرد و نزد داور برد. خطاب به قاضی یا حاکم زند اظهار داشت.آن دو نفر که کشته شدند مانند این دو نفر بودند. و برادر من که کشته شد ، چون من بود. آیا نباید آن دو نفر را می کشتم. قاضی یا بزرگ زند ، از این رفتار عباس خشنود شد رای به نفع عباس داد و دامنه های شمالی کوه را از کوه بزمن تا مازه خاکی ، تنگ سرداو تا پل دوپلان را به عباس داد مرز نیز خط راس کوه تعیین شد.
مدتی بعد گروهی از سادات شاهپوری و مونگشتی نیز به عباس ملحق شدند. محمدشاه علی نیز که برادر شاهرخ بود به عباس پیوست. آنها توانستند مناطق شمالی رود کارون را تصاحب کنند و بین خود تقسیم نمایند. قلمرو سادات سید صالح بسیار بیشتر از دیگر سادات است زیرا بخشی از اراضی جنوب دنباله رود سهم مادر آنها و بخشی دیگر نیز خونبهای مهمد برادر عباس جدشان بود. به همین دلیل فقط بخش شمالی دنباله رود را تقسیم کردند.
سادات سيد صالح منسوب به امامزاده سيد صالح مي باشند كه مدفن وي در روستاي «چم ريحان مرغا» از توابع شهرستان ايذه است.اگر چه برخی وی را فرزند يا نواده ی «حسن المثنی» فرزند امام حسن مجتبی (ع) معرفی می کنند که در زمان «القادر بالله» می زيست. اما بسياري بر اين عقيده اند كه ايشان فرزند ابراهيم ثاني فرزند عبدالله فرزند امام موسي كاظم (ع) مي باشد. ليكن با ارائه شواهدي آن حضرت از احفاد و از نسل امام موسي كاظم (ع) مي باشد و نمی تواند نوه یا نتیجه آن امام همام باشد. زیرا آن امامزاده شریف نسب در دوره اتابكان لر بزرگ مي زيست. ملاقات سيد صالح با اتابك افراسياب (683 تا 695 هـ .ق.) و ازدواج با دختر اتابك و كرامات فراوان ايشان در برخي منابع و كتب نقل گرديد. بسياري از اهالي منطقه و سادات نيز اين روايات را تأييد مي كنند.1به احتمال قوي سيد صالح قريب به هفتصدسال پيش از مناطق شمال غرب بختياري به منطقه مرغا مهاجرت كرده و سكني گزيده است. قديمي ترين سنگ قبر تاريخي بيش از 465 سال را نشان مي دهد،. سادات سيد صالح كه عمدتاً در شهرستان هاي اردل، ايذه و مسجدسليمان سكونت دارند از نظر جمعيت بزرگترين و از نظر قدمت يكي از قديمي ترين گروههاي سادات ساكن بختياري هستند.سادات سید صالح ساکن در منطقه اردل به دو گروه بزرگ تقسیم می شوند:
1- سادات محمد شاه علی که در روستای دهنو ساکن هستند.
2- سادات عباسی که از نسل عباس هستند و در یگر روستاها سکونت دارند.
سادات به اولادهای زیادی نیز تقسیم می شوند. در اسناد ملکی قدیمی که مورد بررسی قرار دادم ، بر سیادت آنها و منسوب بودن آنها به سید صالح بسیار تاکید شده است.
در باره روستای چهراز نیز باید گفت که شواهد و قرائن گوناگون حکایت از آن دارد که صدها و شاید هزاران سال است که انسان در این روستای پرآب ،با باغهای زیبا و کوهستانهای بکر زندگی می کند. نقل می کنند که تا زمان حکومت زند چهراز مرکز اداره منطقه بوده است و تا این زمان (احتمالاً تا زمان الیاس خان و کلبعلی خان) منطقه پشتکوه مستقل از بختیاری بوده است و به وسیله رییسانی اداره می شد. چغاخور و ناغان نیز در تملک ترکان بولوردی(ابیوردی) بود .دو گروه در چهراز سکنه بومی و اصلی این روستا هستند:
1- رییسی ها: که از اولاد رییس مهمد هستند. رییس مهمد که اداره منطقه را بر عهده داشت بدست افراد زند کشته (خفه) شد.
2- آخوندها: گروهی در چهراز با نام آخوند سکونت دارند که در گذشته روحانیون سرشناسی از این جماعت برخاسته اند.
گروه دیگری که در چهراز ساکن شدند ، اولاد ظهراب خانهستند. ظهراب خان پسر ابدالخان و مادرش نیز از طایفه شالو بود.ابدال خان هفت پسر داشت: عزیزاله خان ، حبیب اله خان ، فرج اله خان ، ظهراب خان ، مهراب خان ، خلیل خان و کریم خان. اولاد عزیز الله خان در قریه مهریک ، اولاد محراب خان در روستای کلبی بک و اولاد خلیل خان در روستاهای روگر ، سرمور و چلو ساکن شدند و از مشارکت در ادراه ایل دوری گزیدند. حبیب الله خان ریاست ایل را بر عهده گرفت. ظهراب خان که خود را شایسته حکومت می دید با آنها به رقابت پرداخت. اما در جنگ بر سر قدرت ظهراب خان توفیقی بدست نیاورد و نتوانست در مقابل حبیب اله خان و فرج اله خان که مشترکاً در اداره ایل سهیم بودند ، کاری پیش برد. ظهرابخان روستای چهراز را به تصرف خود در آورد و با اهالی آنجا و روستاهای مجاور نیز بدرفتاری می نمود. چند بار نیز به جانکی سردسیر حمله کرد.اولاد ظهراب خان در حال با فامیلهای باقری ، سهرابی و شفیعی در چهراز سکونت دارند.
در روستای چهراز گروهی از شالوها نیز سکونت دارند که با فامیلهای جعفری ، عبدی و بختیاری شناخته می شوند و از نسل شخصی به نام کربلایی درویش پسر شنبه می باشند.
علاوه بر این گروهها ، ترکان که معروف به ترکان چهرازی هستند در چهراز سابقه سکونت زیادی دارند اگر چه تعداد زیادی از آنان در شهرهای خوزستان سکونت اختیار کردند اما هنوز تعدادی از آنان در این منطقه زندگی می کنند.
روستای چهراز از چند بخش یا روستا به نامهای حیدرآباد ،ظلم آباد ، گوشه و بخش اصلی که چهراز نامیده می شود تشکیل شده است. بنای روستای ظلم آباد را به دوره حسین قلی خان ایلخانی نسبت می دهند. وی که با ناسازگاری اولاد ظهرابخان مواجه بود و اعتراضهای مردمی را به دنبال داشت ، گروهی از آنها را در این قسمت اسکان و تعدادی از آنها را نیز به چهار محال و لنجان نزدیکی مبارکه کوچ داد.
در چهراز آرامگاه امامزاده جعفر قرار دارد. بر اساس شجره نامه موجود در امامزاده ، وی با چهار واسطه به امام جعفر صادق (ع) می رسد که شرح آن چنین است: سید جعفر بن الحسین الجبلی بن عیسی الرومی الاکبر بن محمد الاکبر بن علی المرتضی بن امام جعفر صادق (ع).
این امامزاده شریف مکنی به ابوالحسین بوده که به جبل و قم مهاجرت کرد.بر طبق روایت « تاریخ قم» در ثلث آخر قرن سوم از قم به منطقه جبال مهاجرت کرده و در این محل ساکن گردید و متوفی شد.




افتو اَوبيدي و افتو زِخجالت وُرگَشت